کتاب“توتم و تابو: برخی تشابهات در زندگی روانی وحشیان و نوروتیکها” (به آلمانی: Totem und Tabu: Einige Übereinstimmungen im Seelenleben der Wilden und der Neurotiker) در سال ۱۹۱۳ توسط زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، نوشته شده است. در این کتاب فروید آثار خود را در زمینههای باستانشناسی، مردمشناسی و مطالعه دین بکار برده است. این اثر مجموعهای از چهار مقاله است که به کارهای **ویلهلم وونت** و **کارل یونگ** الهام گرفته و برای اولین بار در مجله ایماگو (Imago) در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ منتشر شد. مقالات این کتاب شامل موارد زیر هستند: “وحشت از زنای با محارم”، “تابو و دوسوگرایی احساسی”، “آنیمیسم، جادو و قدرت مطلق افکار” و “بازگشت توتمپرستی در کودکی”.
اگرچه توتم و تابو به عنوان یکی از آثار کلاسیک مردمشناسی شناخته شده است و با آثاری همچون فرهنگ ابتدایی اثر ادوارد برنت تایلر (۱۸۷۱) و شاخه زرین اثر سر جیمز جرج فریزر (۱۸۹۰) مقایسه میشود، امروزه این کتاب موضوع بحثهای داغ میان مردمشناسان است. آلفرد ال. کروبر، مردمشناس فرهنگی، از نخستین منتقدان این اثر بود و در سال ۱۹۲۰ نقدی بر آن منتشر کرد. برخی نویسندگان به ارزشهای نهفته در این اثر اشاره کردهاند.
پیشزمینه
فروید، که علاقهای دیرینه به مردمشناسی اجتماعی داشت و به مطالعه باستانشناسی و پیشتاریخ اختصاص یافته بود، نوشته است که کارهای ویلهلم وونت و کارل یونگ برای او نخستین انگیزه را جهت نوشتن مقالات توتم و تابو فراهم کردند. این اثر دوبار به انگلیسی ترجمه شده است، ابتدا توسط ابراهام بریل و سپس توسط جیمز استراچی. فروید همچنین تحت تأثیر کارهای جیمز جرج فریزر، به ویژه کتاب شاخه زرین (۱۸۹۰)، قرار داشت.
عناوین مهم کتاب
توتمیسم:
فروید با الهام از مطالعات مردمشناسی، توتمیسم را به عنوان سیستم اعتقادی و اجتماعی اولیه در جوامع بدوی معرفی میکند. در توتمیسم، هر قبیله با یک حیوان یا گیاه خاص، که “توتم” نامیده میشود، پیوند معنوی برقرار میکند. توتم به عنوان نیای قبیله، حامی و محافظ آن محسوب میشود و کشتن یا خوردن آن ممنوع است. فروید با تحلیل روانی توتمیسم، آن را به عنوان بازتابی از عقده ادیپ در سطح جمعی تفسیر میکند. او معتقد است که توتم نمادی از پدر اولیه است که توسط پسران حسود کشته و خورده شده است.
تابو:
تابو به معنای ممنوعیتهای مقدس و غیرقابل نقض در جوامع بدوی است. فروید با تحلیل تابوها، به شباهتهای آنها با نشانههای نوروز (روانرنجوری) در افراد پی میبرد. او معتقد است که تابوها ریشه در سرکوب تمایلات و غرایز ممنوعه دارند. به عنوان مثال، تابوی تماس با جسد یا خون قاعدگی، به عنوان بازتابی از ترس از مرگ و تمایلات جنسی سرکوب شده تفسیر میشود.
قتل پدر اولیه:
فروید با ترکیب نظریه ادیپ و تفسیر توتمیسم و تابو، به فرضیه “قتل پدر اولیه” میرسد. او معتقد است که در جوامع اولیه، پدر قدرتمند تمام زنان را در انحصار خود داشت و پسران را از دسترسی به آنها محروم میکرد. این وضعیت منجر به حسادت و خشم پسران نسبت به پدر شد و در نهایت به قتل او توسط آنها انجامید. پس از قتل پدر، پسران از پشیمانی و احساس گناه، توتمیسم را به عنوان یادبودی از پدر و تابوها را به عنوان جبرانی برای عمل خود ایجاد کردند.
خلاصه
فصل ۱: وحشت از زنای با محارم
این فصل به بررسی تابوهای زنای با محارم در جوامع اعتقادمند به توتمپرستی میپردازد. فروید نظام توتمپرستی در میان بومیان استرالیا را مورد بررسی قرار میدهد. هر قبیله توتمی دارد (که معمولاً یک حیوان است و گاهی یک گیاه یا نیروی طبیعی) و افراد اجازه ندارند با کسانی که توتم مشابهی با آنها دارند ازدواج کنند. فروید این عمل را به عنوان روشی برای جلوگیری از زنای با محارم بررسی میکند. توتم به صورت وراثتی منتقل میشود، یا از طریق پدر یا مادر. رابطه پدر نیز نه تنها به پدر واقعی بلکه به هر مردی در قبیله که میتوانست به طور فرضی پدر او باشد، اطلاق میشود. او این را به ایده کودکان کوچک که دوستان والدین خود را عمو و خاله مینامند، مرتبط میکند.
فصل ۲: تابو و دوسوگرایی احساسی
در این فصل، فروید به رابطه بین تابوها و توتمپرستی میپردازد و از مفاهیمی مانند فرافکنی و دوسوگرایی که در کار با بیماران نوروتیک وین توسعه داده بود، استفاده میکند. وی معتقد است که مردم بدوی نیز همچون نوروتیکها، نسبت به بسیاری از افراد در زندگی خود دوسوگرایی احساس میکنند، اما این احساسات را به صورت خودآگاه نمیپذیرند.
فصل ۳: آنیمیسم، جادو و قدرت مطلق افکار
در این فصل، فروید به بررسی آنیمیسم و مراحل نارسیسیستی توسعه لیبیدویی میپردازد. وی معتقد است که باور به جادو و جادوگری ناشی از ارزیابی بیش از حد اعمال ذهنی است، جایی که شرایط ساختاری ذهن به جهان خارج منتقل میشود. این حالت فکری آنیمیستی که با قدرت مطلق افکار همراه است، نوعی ساختار خیالی از واقعیت است که در وسواسهای فکری، اختلالات توهمی و فوبیاها نیز دیده میشود.
فصل ۴: بازگشت توتمپرستی در کودکی
در این فصل، فروید نظریههای چارلز داروین درباره جوامع ابتدایی انسانها را با نظریه ویلیام رابرتسون اسمیت درباره آیین قربانی ترکیب میکند تا نتیجه بگیرد که منشأ توتمپرستی در یک رویداد واحد نهفته است: زمانی که گروهی از برادران پیشتاریخی که از گروه مذکر آلفا اخراج شده بودند، بازگشتند تا پدرشان را که هم از او میترسیدند و هم او را احترام میگذاشتند، بکشند. او در این راستا، ریشههای عقده اُدیپ را در منشأ جوامع انسانی قرار میدهد و ادعا میکند که تمام ادیان در واقع نوعی از احساس گناه جمعی هستند که برای مقابله با کشتن پدر به وجود آمدهاند.
بازخوردها
کتاب توتم و تابو در زمان انتشارش بازخوردهای منفی زیادی دریافت کرد. از جمله منتقدان اولیه میتوان به کارل فورتمولر اشاره کرد که در سال ۱۹۱۴ نقدی در مجله روانشناسی و رواندرمانی منتشر کرد. وی فروید را متهم کرد که با جهان علمی ارتباط خود را قطع کرده است و به نظریههای خود بیش از حد اهمیت میدهد.
از سوی دیگر، مردمشناسانی مانند آلفرد ال. کروبر و فرانتس بواس به شدت از این اثر انتقاد کردند. کروبر فروید را به عنوان یک «ماجراجوی جسور و برانگیزنده در علم انسانشناسی» توصیف کرد، اما ادعاهای فروید را درباره ریشههای اجتماعی و مراحل تکاملی غیرقابل قبول دانست. رابرت رانالف مارِت نیز این کتاب را به عنوان یک «داستان ساده» رد کرد.
دیدگاههای روانکاوان
با این وجود، برخی از روانکاوان، از جمله گزا روهایم، این اثر را به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ انسانشناسی معرفی کردند. او این کتاب را به عنوان اثری کلاسیک و تأثیرگذار در روانکاوی انسانشناختی تلقی کرد. هرچند بعدها بسیاری از مفروضات توتم و تابو را کنار گذاشت، اما همچنان این کتاب را اثری مهم در این زمینه میدانست.
ویلهلم رایش از دیگر روانکاوانی بود که با دیدگاه فروید در این کتاب مخالف بود و استدلال کرد که جوامع انسانی در ابتدا بر پایه نظامهای مادرشاهی بنا شده بودند و این با نظریه فروید درباره ریشههای پدرسالارانه تمدن تناقض دارد.
فروید خود این کتاب را یکی از آثار محبوبش میدانست و معتقد بود که فصل “بازگشت توتمپرستی در کودکی” بهترین نوشته او است.
سایر پاسخها
افراد دیگری نیز نظراتی درباره این کتاب ارائه کردهاند. به عنوان مثال، توماس مان، رماننویس مشهور، معتقد بود که این کتاب از تمام آثار فروید تأثیر بیشتری بر او گذاشته است. سیمون دوبووار، فیلسوف و فمینیست، به نقد فروید در کتاب توتم و تابو پرداخته و او را متهم به خلق داستانهای عجیب برای توضیح گذار از فرد به جامعه کرده است.
نتیجهگیری
توتم و تابو اثری جنجالی و بحثبرانگیز بود که تأثیرات ماندگاری بر حوزههای روانکاوی، مردمشناسی و مطالعات اجتماعی گذاشت. هرچند امروزه بسیاری از نظریات فروید در این کتاب مورد نقد و حتی رد قرار گرفتهاند، اما نمیتوان از تأثیر و اهمیت آن در شکلدهی به مطالعات مدرن انسانی چشمپوشی کرد.
منابع:
- فروید، زیگموند. (۱۳۹۳). توتم و تابو. ترجمه جمشید نوایی. تهران: انتشارات امیرکبیر.
- Freud, S. (1913). Totem and taboo: Resemblances between the psychic lives of savages and neurotics. New York: Moffat, Yard and Company.
ادامه دارد…