چکیده
این مطالعه پژوهشهای بالینی موجود دربارهی ریکی را مرور میکند تا مشخص کند آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد ریکی فراتر از یک اثر دارونما عمل میکند یا نه. در این بررسی، منابع علمی انگلیسیزبان دربارهی ریکی بررسی شدند؛ بهویژه مطالعات بالینیای که در مجلات معتبر علمی منتشر شدهاند، دارای بیش از ۲۰ شرکتکننده در گروه درمان با ریکی بودهاند، و اثر دارونما در آنها کنترل شده است. از میان ۱۳ مطالعهی مناسب، ۸ مطالعه نشان دادند که ریکی اثربخشی بیشتری نسبت به دارونما دارد، ۴ مطالعه تفاوتی نیافتند اما قدرت آماری آنها محل تردید داشت، و تنها یک مطالعه شواهد واضحی از عدم سودمندی ارائه کرد. در مجموع، این مطالعات حمایت نسبتاً قویای از مؤثر بودن ریکی فراتر از دارونما ارائه میدهند. بر اساس اطلاعات موجود، ریکی یک درمان مکمل ایمن و ملایم است که سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال میکند تا بدن و ذهن را بهبود بخشد. ریکی این پتانسیل را دارد که به طور گستردهتر در مدیریت بیماریهای مزمن و احتمالاً در بهبود پس از عملهای جراحی به کار رود. برای بهینهسازی نحوهی ارائهی درمان ریکی، انجام پژوهشهای بیشتر ضروری است.
ریکی یکی از روشهای مکمل محبوب در میان استرالیاییها برای مدیریت شرایط سلامتیشان به شمار میرود.
هرچند دادههای اندکی دربارهی میزان استفادهی گسترده از ریکی در استرالیا وجود دارد، اما اطلاعات به دست آمده از منابع عمومی نشان میدهد که این روش با نتایج مطلوبی در برخی بیمارستانها، مراکز حمایتی سرطان، مراکز بازتوانی اعتیاد به مواد مخدر و الکل، و همچنین در مراقبتهای تسکینی (پالیاتیو) به کار گرفته میشود. در واحد انکولوژی و هماتولوژی مرکز خدمات بهداشتی بِگا ولی (Bega Valley Health Services)، جلسات ریکی توسط جنیفر آرنس (Jennifer Ahrens) ارائه میشود. وی گزارش کرده است:
«واکنشهای بیماران و مراقبان آنها به طور محسوس به ترس و اضطرابی اشاره داشت که در زمان تشخیص سرطان و طی درمانهای بعدی تجربه میکنند. بیشتر بیماران قدردان این هستند که بیمارستان چنین خدماتی را ارائه میدهد؛ خدمتی که از دیدگاه آنها منافع گوناگونی به ویژه در سطح احساسی به همراه دارد و در طول این دورهی پر استرس و آسیبزا، به آنها حمایت شخصی میدهد و باعث میشود ترس، اضطراب یا افسردگی کمتری احساس کنند.» (منبع ۲، صفحه ۱۹)
ریکی جایگزینی برای پزشکی رایج (آلوپاتیک) نیست؛ بلکه یک روش درمانی “مکمل” است که میتواند در کنار سایر تکنیکهای پزشکی و درمانی به کار گرفته شود. ریکی تکنیکی ملایم است که حتی برای بیماران بسیار آسیبپذیر نیز مناسب است، به همین دلیل در بیمارستانها و مراکز مراقبت تسکینی در سراسر جهان به طور گسترده پذیرفته شده است. براساس گزارشهای غیررسمی، آرامش عمیقی که ریکی ایجاد میکند میتواند به کاهش اضطراب و استرس، کاهش درک درد و ارتقای احساس سلامت روانی-معنوی کمک کند.
ریکی در دههی ۱۹۲۰ میلادی توسط میکائو اوسویی (Mikao Usui) در ژاپن توسعه یافت. این روش، نوعی درمان آرامشبخش است که از طریق لمس ملایم، غیرتهاجمی و بدون دستکاری اعمال میشود. در این شیوه، دستها به آرامی بر روی بدن پوشیده شده یا کمی بالاتر از آن قرار میگیرند و درمانگر در حرکتی تدریجی، موقعیتهای مختلف دست را بر روی قسمتهای جلو و پشت بدن دنبال میکند. ریکی هیچ آموزهی مذهبی خاصی ندارد و از سوی افراد با پیشینهها و باورهای گوناگون پذیرفته شده است.
یکی از ویژگیهای اصلی ریکی این است که توانایی انجام آن از طریق فرایند “همسویی” (Attunement) منتقل میشود و به داشتن توانایی ذاتی برای درمان وابسته نیست. همسویی توسط یک استاد ریکی (Reiki Master) انجام میشود و شامل مجموعهای از آیینهاست که گفته میشود کانالهای انرژی بدن را میگشایند. همسویی در سطح اول ریکی (ریکی ۱) توانایی درمان خود و دیگران از طریق لمس را اعطا میکند. همسویی در سطح دوم ریکی (ریکی ۲) این امکان را فراهم میکند که با استفاده از نمادهای خاص، انرژی ریکی به صورت ذهنی و برای درمان از راه دور به کار گرفته شود. همسویی در سطح سوم ریکی (ریکی ۳)، یا سطح استادی، توانایی هماهنگسازی دیگران با ریکی را به فرد میبخشد. در هر مرحله، توانایی درمان مؤثر با ریکی از طریق تمرین مداوم به تدریج رشد و شکوفا میشود.
طبیعی است که توانایی انتقال قابلیتهای درمانی ویژه از طریق آیین همسویی، با دیدهی تردید از سوی بسیاری از افراد نگریسته شود. میتوان این استدلال را مطرح کرد که هرگونه فایدهی درمانی ریکی چیزی فراتر از اثر دارونما نیست و همین نتایج را میتوان بدون انجام فرایند همسویی نیز به دست آورد. مرورهایی بر کارآزماییهای بالینی ریکی توسط لی و همکاران (Lee et al)، وندروارت و همکاران (vanderVaart et al)، و بالدوین و همکاران (Baldwin et al) منتشر شده است. در مجموع، این مرورگران دریافتند که ریکی در زمینههای مدیریت درد، ایجاد آرامش و کاهش اضطراب، نویدبخش بوده است؛ هرچند برای دستیابی به نتایج آماری معنادار، نیاز به انجام مطالعات بیشتری با تعداد شرکتکنندگان بالاتر وجود دارد. در سالهای اخیر، مقالات جدید زیادی دربارهی کارآزماییهای ریکی منتشر شدهاند، اما تاکنون تحت مرور نظاممند قرار نگرفتهاند. مطالعهی حاضر با هدف مرور پژوهشهای بالینی موجود دربارهی ریکی انجام شد تا مشخص شود آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد ریکی تأثیری فراتر از اثر دارونما دارد یا خیر.
روشها
چهار معیار انتخاب برای گنجاندن مطالعات ریکی در این مرور اعمال شد:
اول، تنها مطالعههایی مدنظر قرار گرفت که بر روی ریکی با تماس دست (Hands-on Reiki) انجام شده بودند. اگرچه درمان از راه دور نیز به عنوان یکی از تکنیکهای معتبر ریکی شناخته میشود، اما در حال حاضر تعداد مطالعات منتشرشده در این زمینه بسیار کم است و امکان استنتاج آماری فراهم نمیکند.
دوم، تنها مطالعات کمّیای در نظر گرفته شد که دارای کنترل دارونمای “ریکی ساختگی” (Sham Reiki) بودند. در ریکی ساختگی، فردی بدون گذراندن فرایند همسویی، صرفاً حرکات دست و سایر مراحل مورد استفاده توسط درمانگر ریکی همسو شده را تقلید میکند. هدف از این روش، ایجاد یک کنترل دارونماست، به گونهای که تنها متغیر مؤثر در آزمایش، دریافت یا عدم دریافت همسویی ریکی توسط فرد درمانگر باشد.
سوم، این مرور تنها شامل گزارشهایی میشود که در مجلات علمی داوریشده (Peer-reviewed) منتشر شدهاند؛ در نتیجه، پایاننامههای کارشناسی ارشد و دکترا کنار گذاشته شدند. دلیل این تصمیم آن است که مقالات منتشرشده تحت فرآیند داوری علمی قرار گرفته و اعتبار روشها و نتایج آنها ارزیابی شده است، در حالی که پایاننامهها این فرایند ارزیابی را طی نکردهاند.
چهارم، این مرور تنها مطالعههایی را شامل میشود که ۲۰ نفر یا بیشتر را در گروه درمان با ریکی دربرگرفته باشند. یکی از انتقادهای واردشده در مرورهای پیشین این بود که بسیاری از مطالعات به دلیل داشتن تعداد کم شرکتکننده، فاقد قدرت آماری لازم برای دستیابی به نتایج معنادار بودند. گنجاندن مطالعاتی با ۲۰ شرکتکننده یا بیشتر در گروه درمان، به اطمینان از استحکام آماری نتایج کمک میکند.
استثنای این معیار، شامل دو مطالعهای میشود که در آنها از موشهای آزمایشگاهی به عنوان دریافتکنندگان ریکی استفاده شده است. این دو مطالعه به صورت دقیق و با جمعآوری شواهد عینی (“سخت”) از طریق بررسیهای میکروسکوپی بافتها و استفاده از فرستندههای تلهمتری کاشتهشده انجام شدهاند و در طراحی آنها دقت لازم برای دستیابی به نتایج آماری معنادار رعایت شده است. این مطالعات از اهمیت بالایی برخوردارند، چرا که امکان اثر دارونمای روانشناختی را از پیش رد میکنند. با این حال، در هر دو مطالعه نیز از کنترل دارونمای ریکی ساختگی (Sham Reiki) استفاده شده است. شناسایی مطالعات انگلیسیزبان دربارهی ریکی از طریق جستجو در Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای متنوع و طی بازهای بیش از سه ماه انجام شد.
علاوه بر این، فهرست منابع مقالات شناساییشده نیز بررسی شد تا ارجاعات احتمالی دیگری نیز شناسایی شود. نسخهی کامل تمام مقالات به دست آمد تا جزئیات آزمایشی به درستی درک شوند. در نهایت، تنها مقالاتی که تمامی معیارهای انتخاب را برآورده میکردند، در این مرور گنجانده شدند.
نتایج
سیزده مطالعهی داوریشده بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۶ منتشر شدند که تمامی معیارهای انتخاب این مرور را برآورده میکردند. این مجموعه شامل ۴ مطالعهی تصادفیشدهی تککور (Single-blind) و ۷ مطالعهی تصادفیشدهی دوسوکور (Double-blind) با شرکتکنندگان انسانی و همچنین ۲ مطالعه با استفاده از موشهای آزمایشگاهی بود. مطالعات مورد بررسی، هم شامل مطالعات پایلوت (آزمایشی اولیه) و هم کارآزماییهای بالینی بودند و هم به کاربرد کوتاهمدت و هم بلندمدت ریکی پرداختهاند.
برای تسهیل در تفسیر این دادهها، مطالعات انتخابشده به چهار دسته تقسیم میشوند:
-
پاسخهای فیزیولوژیکی به ریکی
-
استفاده از ریکی به عنوان درمان مکمل برای یک بیماری مزمن
-
استفاده از ریکی به عنوان درمان مستقیم یک بیماری مزمن
-
استفاده از ریکی به عنوان درمان مکمل برای یک بیماری حاد
پاسخهای فیزیولوژیکی به ریکی
ویته و داندز (Witte and Dundes) یک مطالعهی پایلوت تصادفی و دارای کنترل دارونمای ریکی را با استفاده از داوطلبان دانشجوی دانشگاه انجام دادند تا اثر ریکی را بر میزان آرامش جسمی و روانی به طور عینی اندازهگیری کنند. ریکی توسط یک درمانگر دارای همسویی سطح اول (Reiki I) طی مدت ۲۰ دقیقه ارائه شد که شامل چهار موقعیت قرارگیری دست بر روی سر، گردن و بالاتنهی فوقانی شرکتکنندهی نشسته بود. مطالعه شامل چهار گروه درمانی بود که هر کدام ۲۵ نفر شرکتکننده داشتند: ریکی واقعی، ریکی ساختگی (دارونما)، گروه کنترل که در حالت آرامش به یک نوار مراقبه گوش میدادند، و گروه کنترل که به موسیقی آرامبخش گوش میدادند. نتایج نشان داد که ریکی در القای آرامش جسمی نسبت به دارونما، موسیقی یا مراقبه مؤثرتر بود، اما در زمینهی آرامش روانی تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد.
بالدوین و شوارتز (Baldwin and Schwartz) بررسی کردند که آیا استفاده از ریکی میتواند اثرات زیانآور استرس ناشی از سروصدا را در موشهای آزمایشگاهی کاهش دهد یا خیر. صدای بلند میتواند به رگهای خونی بسیار ظریف در مزانتر موشها آسیب وارد کند، بنابراین میزان آسیب میکروواسکولار میتواند معیاری کمّی برای سطح استرس تجربهشده توسط حیوانات باشد.
آزمایشها شامل سه گروه درمانی بود:
۱. سروصدا + ریکی (تعداد = ۴)،
۲. سروصدا + ریکی ساختگی (تعداد = ۴)،
۳. کنترل با سروصدای تنها (تعداد = ۴).
ریکی واقعی یا ریکی ساختگی به مدت ۱۵ دقیقه در روز و طی ۲۱ روز به موشهای درون قفس ارائه شد. این آزمایش سه بار تکرار شد و سپس با درمانگرهای مختلف ریکی مجدداً اجرا گردید. نتایج نشان داد میزان آسیب میکروواسکولار ناشی از استرس در گروه سروصدا + ریکی به طور معناداری کمتر از گروههای سروصدا + ریکی ساختگی و سروصدای تنها بود. بالدوین و همکاران (Baldwin et al) در مطالعهی بعدی خود این تحقیق را گسترش دادند تا بررسی کنند که آیا ریکی میتواند ضربان قلب و فشار خون موشهای تحت استرس ناشی از سروصدا را کاهش دهد یا خیر. موشها به فرستندههای تلهمتری قابل کاشت مجهز شدند تا دادههای فیزیولوژیکی دقیق ثبت شود. همان روش قبلی به کار گرفته شد، با سه موش در هر گروه درمانی، و ارائهی ریکی یا ریکی ساختگی به مدت ۱۵ دقیقه در روز طی ۵ روز. نتایج نشان داد که ریکی واقعی (ولی نه ریکی ساختگی) به طور معناداری هم ضربان قلب در حالت استراحت و هم افزایش ضربان قلب ناشی از مواجهه با صدای بلند را کاهش داد. با این حال، ریکی و ریکی ساختگی هیچیک تأثیر معناداری بر فشار شریانی متوسط (Mean Arterial Pressure) نداشتند.
دِیاز-رودریگز و همکاران (Díaz-Rodríguez et al) یک مطالعهی مقدماتی با طراحی تصادفی، تککور، با کنترل پلاسبو و به صورت متقاطع (crossover) انجام دادند تا اثرات فیزیولوژیکی ریکی را بر متخصصان سلامت دچار سندرم فرسودگی شغلی بررسی کنند.
این مطالعه شامل ۲۱ شرکتکننده بود که یا ریکی واقعی یا ریکی ساختگی (پلاسبو) دریافت کردند و شاخصهایی مانند تغییرپذیری ضربان قلب، دمای بدن، نرخ جریان بزاق و سطح کورتیزول بزاق پیش و پس از درمان اندازهگیری شد. ریکی توسط درمانگری با ۱۵ سال تجربه ارائه گردید و شامل یک جلسهی ۳۰ دقیقهای بود که روی سر، چشمها، گوشها و قفسه سینه متمرکز میشد. نتایج نشان داد که یک جلسهی ریکی موجب افزایش تغییرپذیری ضربان قلب و دمای بدن شد، اما سطح کورتیزول بزاق تغییر معناداری نداشت. این یافتهها حاکی از آن است که ریکی تعادل خودکار عصبی را به سمت غلبهی سیستم پاراسمپاتیک تغییر میدهد.
سالِس و همکاران (Salles et al) اثر ریکی را بر فشار خون غیرطبیعی در قالب یک کارآزمایی بالینی تصادفی، مقطعی، توصیفی و دوسوکور بررسی کردند.
بیماران مبتلا به پرفشاری خون به صورت تصادفی در یکی از سه گروه درمانی قرار گرفتند:
۱. گروه دریافتکنندهی ریکی (۲۲ نفر)،
۲. گروه دریافتکنندهی ریکی ساختگی (پلاسبو) (۲۲ نفر)،
۳. گروه کنترل (استراحت بدون درمان) (۲۲ نفر).
ریکی به صورت یک جلسهی ۲۰ دقیقهای ارائه شد (جزئیات بیشتر ارائه نشده است).
مشاهده شد که فشار خون در هر سه گروه کاهش یافت و این کاهش در هر سه گروه از نظر آماری معنادار بود. بیشترین کاهش فشار خون در گروه دریافتکنندهی ریکی واقعی مشاهده شد، پس از آن در گروه پلاسبو و در نهایت در گروه کنترل.
تمامی این پنج مطالعه شواهدی ارائه میدهند مبنی بر این که ریکی نسبت به پلاسبو در ایجاد حالت آرامش فیزیکی مؤثرتر است. این امر یک واقعیت عینی به نظر میرسد، چراکه هم در مطالعات انسانی (۱۰) و هم در مطالعات حیوانی (۸) تکرار شده است.
اندازهگیریهای فیزیولوژیکی نشان میدهد که ریکی نسبت به پلاسبو در کاهش ضربان قلب در حالت استراحت (۹)، افزایش تغییرپذیری ضربان قلب (۱۱) و کاهش فشار خون (۱۲) مؤثرتر است. این نتایج نشان میدهد که ریکی در فعالسازی سیستم عصبی پاراسمپاتیک از پلاسبو اثربخشتر عمل میکند.
ریکی بهعنوان درمان مکمل در بیماریهای مزمن
درسِن و سینگ (Dressen and Singg)، در مطالعهای به بررسی فواید احتمالی ریکی برای بیماران مبتلا به انواع بیماریهای مزمن پرداختند. این پژوهش آزمایشی، تصادفی، تککور و دارای گروه کنترل با دارونما بود و شامل چهار گروه درمانی میشد:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۳۰ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۳۰ نفر)،
۳. تمرین آرامسازی عضلانی تدریجی (progressive muscle relaxation) (تعداد = ۳۰ نفر)،
۴. گروه کنترل در حالت استراحت (rest control) (تعداد = ۳۰ نفر).
ریکی توسط چهار استاد ریکی (Reiki Masters) در قالب جلسات ۳۰ دقیقهای ارائه شد که کل بدن شرکتکنندهای را که به حالت خوابیده بود، پوشش میداد. این جلسات دو بار در هفته و به مدت پنج هفته انجام شدند. نتایج نشان داد که ریکی در کاهش درد، افسردگی و اضطراب حالت (state anxiety) در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن نسبت به سایر درمانها مؤثرتر بود. همچنین، ریکی باعث ایجاد تغییرات مثبت در شخصیت شد، از جمله کاهش اضطراب صفتی (trait anxiety)، افزایش عزتنفس، گرایش به سوی منبع کنترل درونی (internal locus of control) و شکلگیری حس واقعبینانهتری از کنترل شخصی.
کَتلین و تیلور-فورد (Catlin and Taylor-Ford) بررسی کردند که آیا ارائهی ریکی در طول شیمیدرمانی سرپایی با افزایش راحتی و بهبود وضعیت روانی بیماران همراه است یا خیر. این پژوهش بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی، دوسوکور و کنترلشده طراحی شد و دارای سه گروه درمانی بود:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۶۳ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۶۳ نفر)،
۳. مراقبت استاندارد (standard care) (تعداد = ۶۳ نفر).
در این پژوهش، یک پرستار استاد ریکی، تنها یک جلسهی ۲۰ دقیقهای ریکی ارائه داد (جزئیات بیشتری در مورد آن ذکر نشده است). یافتهها نشان داد که هر دو گروه ریکی و دارونمای شبیهسازیشده، نسبت به قبل از درمان، بهبودهایی در زمینهی راحتی و احساس سلامت روانی تجربه کردند، در حالیکه در گروه دریافتکننده مراقبت استاندارد، تفاوتی مشاهده نشد. پژوهشگران نتیجهگیری کردند که ریکی بهتر از دارونما عمل نکرده است و حضور آگاهانه و متعهدانهی یک پرستار در کنار تخت بیمار، برای احساس راحتی و سلامت روانی بیمار مهمتر از انجام خود درمان ریکی بوده است.
اردوغان و چینار (Erdogan and Cinar) تأثیر ریکی را بر افسردگی سالمندانی که در خانههای سالمندان زندگی میکردند، بررسی کردند. این مطالعهی آزمایشی، تصادفی و تککور، با سه گروه درمانی انجام شد:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۳۰ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۳۰ نفر)،
۳. گروه کنترل بدون هیچ مداخلهای (control) (تعداد = ۳۰ نفر).
در این پژوهش، درمان ریکی توسط یک استاد ریکی (Reiki Master) برای گروه آزمایشی، بهمدت ۸ هفته، هر هفته یک جلسهی ۴۵ تا ۶۰ دقیقهای انجام شد. دارونمای شبیهسازیشده ریکی توسط چهار پرستار که آموزش ریکی ندیده بودند اما تصور میکردند در حال اجرای ریکی هستند، ارائه شد. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. پژوهشگران مشاهده کردند که در گروه دریافتکنندهی ریکی، کاهش معنادار آماری در سطح افسردگی در هفتههای چهارم، هشتم و دوازدهم رخ داده است. در مقابل، در گروههای دارونما و کنترل، کاهش معناداری در نمرات افسردگی مشاهده نشد. همچنین، بین گروه دارونما و گروه کنترل نیز تفاوت معناداری از نظر نمرات افسردگی گزارش نشد. این مطالعه نشان داد که ریکی ممکن است در کاهش افسردگی سالمندانی که در خانههای سالمندان زندگی میکنند، مؤثر باشد.
آلارکائو و فونسِکا (Alarcão and Fonseca) با استفاده از یک پژوهش تصادفی، دوسوکور، دارای کنترل دارونما و با طراحی مقطعی (cross-sectional)، اثرات ریکی را بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان خون بررسی کردند. این مطالعه شامل دو گروه درمانی بود:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۵۸ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۴۲ نفر).
درمان ریکی (توسط استادان ریکی) یا ریکی شبیهسازیشده، در قالب جلسات ۶۰ دقیقهای، دوبار در هفته و بهمدت چهار هفته انجام شد. پاسخهای بیماران با استفاده از مقیاس کوتاهشدهی کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQoL-Bref) سنجیده شد. نتایج نشان داد که گروه ریکی، بهطور معناداری در ابعاد عمومی، جسمی، محیطی و اجتماعی این مقیاس بهبود بیشتری را نسبت به گروه دارونما تجربه کردند. این افراد بهطور کلی احساس بهتری نسبت به خود، وضعیت جسمی، محیط پیرامون و روابطشان با دیگران داشتند.
هر یک از این پژوهشها، جنبهای خاص از کاربرد ریکی (Reiki) را بهعنوان درمان مکمل در مدیریت بیماریهای مزمن بررسی کردهاند. در سه مورد از این چهار مطالعه، ریکی بهصورت مکرر و در طول یک بازهی زمانی مشخص ارائه شده بود؛ بهطوری که یک یا دو جلسه در هفته، بهمدت حداکثر هشت هفته اجرا شد. در این سه مطالعه، مشخص شد که ریکی نسبت به دارونما (placebo) مؤثرتر بوده و منجر به کاهش اضطراب۱ و افسردگی۲، و نیز افزایش عزتنفس۱ و بهبود کیفیت زندگی۳ شده است.
تنها یک مطالعه بود که تفاوت معناداری میان ریکی و دارونما نشان نداد۴. جالب آنکه این تنها مطالعهای بود که در آن ریکی تنها در قالب یک جلسهی کوتاهمدت و یکباره، برای افزایش احساس راحتی و بهبود وضعیت روانی بیماران حین شیمیدرمانی استفاده شده بود. تفسیر نتایج این مطالعه دشوار است، چرا که در طراحی آن، گروه کنترل دریافتکنندهی درمان معمول (usual treatment) لحاظ نشده بود. در صورتی که چنین گروهی در مطالعه وجود داشت، میتوانست دید بهتری نسبت به حساسیت ابزارهای مورد استفاده برای سنجش مفاهیمی چون «راحتی» (comfort) و «سلامت روانی» (well-being) فراهم کند.
ریکی بهعنوان درمان کمکی در شرایط مزمن
گیلسپی و همکاران (Gillespie et al) اثربخشی ریکی را در کاهش درد و بهبود تحرک و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم و نوروپاتی دردناک دیابتی بررسی کردند. این پژوهش بهصورت کارآزمایی بالینی ۱۲ هفتهای، تصادفی، نیمهدوسوکور و دارای گروه کنترل با دارونما طراحی شد و شامل سه گروه درمانی بود:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۹۳ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۸۸ نفر)،
۳. گروه کنترل دریافتکنندهی مراقبتهای معمول (usual care control) (تعداد = ۲۶ نفر).
ریکی توسط دو درمانگر باتجربه ارائه شد؛ به این صورت که در هفتهی اول، دو جلسه و پس از آن، یک جلسه در هفته بهمدت ۱۲ هفته انجام گرفت. هر جلسه ۲۵ دقیقه طول میکشید و شرکتکنندگان در حالت خوابیده قرار میگرفتند. پژوهشگران دریافتند که امتیاز کلی درد و فاصلهی قابل پیادهروی، در هر دو گروه ریکی و دارونما بهبود یافته بود. با این حال، در ارزیابی نهایی، تفاوت معناداری میان گروهها مشاهده نشد. آنان اشاره کردند که سطح درد در همهی گروهها نسبتاً پایین و متغیر بوده است که این امر باعث کاهش توان آماری مطالعه برای تشخیص تفاوت معنادار بین درمانها شده است.
آسفی و همکاران (Assefi et al) نیز کارآزمایی بالینیای انجام دادند تا بررسی کنند آیا ریکی میتواند بهعنوان درمان کمکی برای بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا مفید واقع شود یا خیر. این پژوهش با طراحی فاکتوریال، تصادفی، دوسوکور و کنترلشده با دارونما انجام شد و شامل دو گروه درمانی بود:
۱. ریکی (Reiki) (تعداد = ۲۵ نفر)،
۲. دارونمای شبیهسازیشده ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۲۵ نفر).
در این پژوهش، سه استاد ریکی باتجربه، دوبار در هفته و بهمدت هشت هفته، جلساتی ۳۰ دقیقهای برای شرکتکنندگان در حالت خوابیده برگزار کردند. نتایج مطالعه نشان داد که نه ریکی و نه درمان دارونما، هیچکدام تأثیر مثبتی بر درد، خستگی، احساس سلامت روانی، یا عملکرد جسمی و ذهنی بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا نداشتند. پژوهشگران نتیجهگیری کردند که بزرگسالان مبتلا به فیبرومیالژیا بهاحتمال زیاد از ریکی سودی نخواهند برد.
هر دو مطالعهی فوق، قابلیت ریکی (Reiki) را در کاهش درد ناشی از نوروپاتی دیابتی دردناک و فیبرومیالژیا ارزیابی کردند؛ دو بیماریای که مدیریت آنها با روشهای پزشکی رایج (allopathic medicine) دشوار است. در کارآزمایی بالینی انجامشده توسط گیلسپی و همکاران (Gillespie et al)، هم ریکی و هم درمان دارونما (sham Reiki placebo) تا حدی در کاهش درد ناشی از نوروپاتی دیابتی دردناک امیدبخش بودند؛ با این حال، توان آماری این مطالعه برای تشخیص تفاوت معنادار میان دو نوع درمان کافی نبود. در مقابل، در مطالعهی آسفی و همکاران (Assefi et al)، نه ریکی و نه دارونما نتوانستند درد فیبرومیالژیا یا خستگی و کاهش کیفیت زندگی ناشی از آن را تسکین دهند. این نتایج نشان میدهد که ریکی نمیتواند درمانی مؤثر برای این بیماری مقاوم و دشوار باشد.
ریکی بهعنوان درمان مکمل در شرایط حاد
بورک و همکاران (Bourque et al) یک مطالعهی آزمایشی (پایلوت)، تصادفی و دوسوکور انجام دادند تا بررسی کنند آیا استفاده از ریکی (Reiki) میتواند میزان داروهای ضددرد تجویزشده به بیماران تحت کولونوسکوپی غربالگری را کاهش دهد یا خیر. این پژوهش شامل سه گروه درمانی بود:
۱. گروه دریافتکنندهی ریکی (تعداد = ۲۵ نفر)،
۲. گروه دارونمای شبیهسازیشدهی ریکی (sham Reiki placebo) (تعداد = ۵ نفر)،
۳. گروه کنترل که از طریق مرور گذشتهنگر پروندهی بیماران قبلی تشکیل شد (retrospective chart review) (تعداد = ۳۰ نفر).
در این پژوهش، یک استاد ریکی، درمان ریکی را بهمدت ۱۰ دقیقه و بهصورت همزمان با تزریق داخلوریدی داروی آرامبخش میدازولام (midazolam) انجام داد، پیش از آنکه کولونوسکوپی آغاز شود. طی انجام کولونوسکوپی، داروی مسکن مپریدین (meperidine) به بیمار هوشیار، متناسب با میزان دردی که تجربه میکرد، تزریق میشد. نتایج مطالعه نشان داد که میانگین مصرف مپریدین بین گروه ریکی و گروه کنترل تفاوت آماری معناداری نداشت. پژوهشگران اشاره کردند که در صورت استفاده از یک مقیاس درد برای تعیین مقدار مپریدین مورد نیاز بیماران، کیفیت مطالعه میتوانست بهطور قابلتوجهی بهبود یابد. با این حال، مشاهده شد که بیماران پس از انجام کولونوسکوپی غربالگری همراه با ریکی، رفتار و حالت روانی آرامتری داشتند.
کوندو و همکاران (Kundu et al) در یک کارآزمایی بالینی تصادفی و دوسوکور، مزایای بالقوهی ریکی (Reiki) را بهعنوان مکمل درمان با اپیوئیدها (opioid therapy) برای کنترل درد پس از جراحی دهان در کودکان بررسی کردند. در این مطالعه، کودکان ۹ ماهه تا ۴ سالهای که قرار بود تحت درمانهای دندانپزشکی انتخابی یا جراحی شکاف کام (palatoplasty) قرار گیرند، بهطور تصادفی در یکی از دو گروه قرار گرفتند:
۱. دریافت ریکی پیش از عمل (تعداد = ۲۰ نفر)،
۲. گروه کنترل با دارونمای شبیهسازیشدهی ریکی (sham Reiki) پیش از عمل (تعداد = ۱۸ نفر).
درمان ریکی توسط یک استاد ریکی، بهمدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه انجام شد (جزئیات بیشتر ارائه نشده است). نتایج نشان داد که یک جلسهی واحد از ریکی پیش از عمل، تأثیری در کاهش شدت درد، نیاز به داروهای ضددرد، بروز عوارض جانبی یا رضایت خانوادهها در دورهی پیش و پس از عمل نداشت.در هر دوی این مطالعات (مطالعهی بورک و همکاران Bourque et al و مطالعهی کوندو و همکاران Kundu et al)، ریکی در کاهش درد حاد حین اقدامات پزشکی، برتر از دارونما ارزیابی نشد. با این حال، در هر دو مورد، مشخص نیست که طراحی پژوهش قدرت آماری کافی برای رسیدن به یک نتیجهی قطعی داشته باشد. بورک و همکاران اشاره کردند که استفاده از یک مقیاس درد میتوانست به تعیین دقیقتر میزان داروی ضددرد کمک کند و دقت مطالعه را بالا ببرد.در مطالعهی کوندو و همکاران، از مقیاس درد چهره، پاها، فعالیت، گریه، دلداریپذیری (Face, Legs, Activity, Cry, Consolability – FLACC) استفاده شد، که ابزار مناسبی برای تعیین دوز داروی ضددرد پس از جراحی در کودکان خردسال محسوب میشود، اما توان تفکیک آماری (statistical resolving power) این ابزار بهخوبی تعریف نشده است.
بحث
این مرور، ۱۳ مطالعهی کنترلشده با دارونما (placebo-controlled) در مورد ریکی (Reiki) را شناسایی کرد که در هرکدام از آنها، حداقل ۲۰ شرکتکننده در گروه دریافتکنندهی ریکی حضور داشتند. از میان این مطالعات، در ۸ مورد مشخص شد که ریکی اثربخشی بیشتری نسبت به دارونما دارد. مطالعات شمارهی ۸ تا ۱۳، ۱۵ و ۱۶ (مطالعات: ۸–۱۳,۱۵,۱۶). چهار مطالعه نیز هیچ تفاوتی بین ریکی و دارونما گزارش نکردند، اما این موضوع میتواند ناشی از قدرت آماری پایین (statistical resolving power) در طراحی این پژوهشها باشد (مطالعات: ۱۴,۱۷,۱۹,۲۰). در یکی از مطالعات که ریکی نسبت به دارونما اثربخشتر نبود، و روی بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا (fibromyalgia) انجام شده بود، نه ریکی و نه دارونما هیچ اثر مفیدی نداشتند (مطالعهی شمارهی ۱۸).
با بررسی کلی این مطالعات، میتوان نتیجه گرفت که شواهد قابلتوجهی وجود دارد که نشان میدهند ریکی از دارونما اثربخشتر است. دو مطالعه از این مجموعه، بر روی موشها انجام شدهاند و شواهد عینی و روشنی از برتری ریکی نسبت به دارونما را نشان دادهاند. این نتایج نشان میدهد که احتمالاً همسویی (attunement) در ریکی، توان درمانی ویژهای به دریافتکننده منتقل میکند. هرچند در حال حاضر، توضیح علمی قانعکنندهای برای این پدیده وجود ندارد، اما شواهد حاصل از کارآزماییهای بالینی قابلتوجه هستند. بنابراین، انجام پژوهشهای بیشتر برای درک بهتر این پدیده ضروری به نظر میرسد. همچنین نشان داده شده است که ریکی، نسبت به دارونما، تأثیر بیشتری در ایجاد وضعیت آرامش دارد.
(مطالعات شمارهی ۸ و ۱۰).
از نظر فیزیولوژیکی، این امر به این معناست که ریکی در فعالسازی سیستم عصبی پاراسمپاتیک (parasympathetic nervous system) مؤثر است. این اثر، بهطور کمی از طریق شاخصهایی مانند کاهش ضربان قلب (مطالعهی شمارهی ۸)، کاهش فشار خون (مطالعهی شمارهی ۱۲)، و افزایش تنوع ضربان قلب (heart rate variability) (مطالعهی شمارهی ۱۱) اندازهگیری شده است.
سیستم عصبی پاراسمپاتیک، یکی از دو شاخهی سیستم عصبی خودمختار (autonomic nervous system) است و شاخهی دیگر آن، سیستم عصبی سمپاتیک (sympathetic nervous system) محسوب میشود. در یک فرد سالم، فعالیت این دو شاخه در پاسخ به شرایط محیطی، بهطور دینامیک تنظیم و تعدیل میشود، اما در حالت کلی، بدن این تعادل پویا یا هومئوستاز (homeostasis) را حفظ میکند. این فرایند تنظیمی، عمدتاً از طریق سیستم پاراسمپاتیک و عصب واگ (vagus nerve) انجام میگیرد
(مطالعهی شمارهی ۲۱).
مشخص شده است که عصب واگ (vagus nerve) نقش حیاتیای در میانجیگری تعاملات متقابل میان مغز و بدن ایفا میکند.
بر اساس الگوی یکپارچگی نوروویسِرالی (neurovisceral integration model)،
عصب واگ در فرایندهایی که به تنظیم سلامت بدن مربوط میشوند، نقش کلیدی دارد؛
از جمله:
- پاسخهای التهابی،
- تنظیم قند خون، و
- عملکرد محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (hypothalamic-pituitary-adrenal axis).
در هر یک از این فرایندها، تصور میشود که نقش تنظیمگر عصب واگ با عملکرد آن در قالب بخشی از «بازتاب التهابی» یا رفلکس التهابی (inflammatory reflex) مرتبط است. (منبع: مطالعهی شمارهی ۲۳). بر اساس نظریهی پلیواگال (polyvagal theory) (مطالعهی شمارهی ۲۱)، سیستم عصبی خودمختار (autonomic nervous system) زیرلایهی نوروفیزیولوژیک بیان هیجانها و رفتار اجتماعی مبتنی بر تعامل متقابل است. درد، همانند سایر هیجانها، یک حالت عاطفی (affective state) است که توسط سیستم عصبی خودمختار تنظیم میشود. درد مزمن با بینظمی در عملکرد سیستم عصبی خودمختار و کاهش تنوع ضربان قلب (heart rate variability) همراه است. افزایش تنوع ضربان قلب، نشاندهندهی ظرفیت بالاتر سیستم عصبی خودمختار برای تنظیم هیجانها و کاهش حساسیت نسبت به درد است (مطالعات: شمارههای ۲۴ و ۲۵).
عملکرد مختلشدهی سیستم عصبی خودمختار، که با کاهش تنوع ضربان قلب شناخته میشود، با اختلال در تنظیم شناختی و عاطفی و خشکی روانشناختی (psychological inflexibility) همراه است. اینها از عوامل اصلی خطر در بروز اختلالات روانی همچون اضطراب مزمن و افسردگی هستند (مطالعهی شمارهی ۲۶).
در مقابل، افزایش تنوع ضربان قلب با موارد زیر همراه است:
- تنظیم بهتر پاسخهای هیجانی،
- راهبردهای مقابلهای مؤثرتر،
- تجربهی هیجانهای مثبت بیشتر، و
- احساس پیوند اجتماعی بیشتر.
این عوامل از شکلگیری «مارپیچ رو به بالا (upward spiral)» در سلامت اجتماعی و روانی حمایت میکنند. (مطالعات: شمارههای ۲۷ و ۲۸).
بنابراین، عصب واگ (vagus nerve) نقش حیاتیای در میانجیگری سلامت جسمی و روانی ایفا میکند.
تحریک مصنوعی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک (parasympathetic nervous system) از طریق عصب واگ نشان داده است که میتواند:
- ادراک درد را کاهش دهد (مطالعهی شمارهی ۲۹)،
- افسردگی را کاهش دهد (مطالعهی شمارهی ۳۰)، و
- خلقوخو و کیفیت زندگی را بهبود ببخشد (مطالعهی شمارهی ۳۱).
برای بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن، یافتهها نشان دادهاند که ریکی (Reiki) در مقایسه با دارونما (placebo) در موارد زیر مؤثرتر عمل کرده است:
- کاهش درد و اضطراب (مطالعهی شمارهی ۱۳)،
- کاهش افسردگی (مطالعهی شمارهی ۱۵)،
- بهبود عزتنفس (مطالعهی شمارهی ۱۳)، و
- ارتقاء کیفیت زندگی (مطالعهی شمارهی ۱۶).
به نظر میرسد که این اثرات، ناشی از توانایی ریکی در فعالسازی سیستم عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تنوع ضربان قلب (heart rate variability) باشد؛ پدیدهای که میتوان آن را در چارچوب الگوی یکپارچگی نوروویسرالی (neurovisceral integration model) [مطالعهی شمارهی ۲۲] و نظریهی پلیواگال (polyvagal theory) [مطالعهی شمارهی ۲۱] توضیح داد. ریکی بهعنوان روشی ایمن و ملایم برای فعالسازی دستگاه عصبی پاراسمپاتیک از طریق آرامسازی عمیق، این پتانسیل را دارد که در طیفی گسترده از شرایط مزمن جسمی و روانی، پشتیبانی مؤثری فراهم آورد. با این حال، پژوهشهای کنونی دلالتی بر درمان قطعی هیچ بیماریای توسط ریکی ندارند. بنابراین، مناسب نیست که ریکی را جایگزینی برای پزشکی رایج (allopathic medicine) در نظر بگیریم. بلکه، باید آن را مکملی سودمند در کنار درمانهای پزشکی متداول تلقی کرد، بهویژه در بیماریهای مزمنی که داروها اثربخشی محدودی دارند.
پژوهشهای پیشین شواهدی ارائه دادهاند که نشان میدهد ریکی (Reiki) میتواند بهعنوان یک درمان مکمل مفید در شرایط حاد پزشکی مورد استفاده قرار گیرد. برای نمونه، اثرگذاری ریکی بهعنوان کمک به روند بهبودی پس از جراحیهای بزرگ در یکی از بیمارستانهای هند مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه، ریکی بهمدت ۷ روز پس از انجام جراحیهایی همچون لاپاراتومی (Laparotomy)، گاسترکتومی (Gastrectomy)، هیسترکتومی (Hysterectomy)، کولهسیستکتومی (Cholecystectomy)، ماستکتومی (Mastectomy) و سایر جراحیهای شکمی عمومی ارائه شد. نتایج نشان داد که ریکی منجر به بهبود علائم حیاتی از جمله دما، نبض، تنفس، فشار خون و درد میشود، و در نتیجه میتواند موجب بهبودی بهتر و کاهش اضطراب و افسردگی گردد.همچنین، پژوهشها نشان دادهاند که ریکی بهطور قابل توجهی میتواند درد و نیاز به داروهای مسکن را پس از آرتروسکوپی کامل زانو (Total Knee Arthroscopy) و نیز پس از زایمان از طریق عمل سزارین کاهش دهد.
چنین نتایجی میتوانند از اهمیت بالایی برخوردار باشند، چرا که مشخص شده است اضطراب و افسردگی پیشازعمل و تداوم آن در دوره پس از عمل، با افزایش نرخ بیماریزایی و مرگومیر همراه است. از اینرو، ریکی میتواند نقشی مکمل در جراحیهای حاد ایفا کند و به کاهش خطرات و هزینههای ناشی از عوارض پس از عمل کمک نماید.
با این حال، در دو کارآزمایی بالینی دارای گروه دارونما (Placebo-Controlled) که در این مرور بررسی شدهاند، ریکی (Reiki) اثربخشی بیشتری نسبت به دارونما در کاهش درد حاد حین اقدامات پزشکی نشان نداده است. ممکن است یکی از دلایل این امر آن باشد که در این دو مطالعه، ریکی تنها برای مدت کوتاهی (بین ۱۰ تا ۳۰ دقیقه) پیش از انجام فرایند پزشکی ارائه شده است. در مقابل، در کارآزماییهایی که نتایج موفقیتآمیزی را گزارش کردهاند، ریکی برای چندین روز پس از انجام فرایند درمانی ارائه شده است؛ بهعنوان مثال بهمدت ۲ روز، ۳ روز، یا ۷ روز متوالی. تاکنون هیچ پژوهشی بهمنظور ارزیابی مدت زمان بهینه برای یک جلسه ریکی یا تعداد جلسات مطلوب برای بهرهمندی از اثرات آن انجام نشده است. بهطور معمول، یک درمانگر ریکی توصیه میکند که درمان با سه جلسه آغاز شود، و این فرض مطرح است که دریافت بیشتر ریکی، بهتر از دریافت کمتر آن است. با این حال، میزان بهینه ممکن است بسته به نوع بیماری و حتی شرایط فردی هر شخص متفاوت باشد. این تفاوت میتواند منبع مهمی از تغییرپذیری نتایج در پژوهشها باشد که تاکنون بهطور کامل مورد توجه قرار نگرفته است. از آنجا که ریکی نشان داده است که میتواند بر متغیرهای فیزیولوژیک قابل اندازهگیری مانند تغییرپذیری ضربان قلب (Heart Rate Variability) اثر قابل توجهی داشته باشد، توصیه میشود پژوهشهایی انجام شوند تا مشخص گردد که آیا این اثر صرفاً گذرا است یا ماندگار، و همچنین بررسی شود که آیا دریافت چندین جلسه ریکی در یک بازه زمانی طولانیتر میتواند اثر تجمعی (Cumulative) داشته باشد یا خیر.
نتیجهگیری
ریکی (Reiki) یک روش درمانی ایمن، ملایم و عمیقاً آرامبخش است که هر فردی که از یک استاد ریکی (Reiki Master) همسویی (Attunement) دریافت کرده باشد، میتواند آن را انجام دهد. این مرور نشان داده است که شواهد نسبتاً قویای مبنی بر اثربخشی بیشتر ریکی نسبت به دارونما (Placebo) وجود دارد؛ که این امر حاکی از آن است که همسویی در ریکی منجر به افزایش قابل اندازهگیری توانایی در درمان میشود.
ریکی نسبت به دارونما در فعالسازی سیستم عصبی پاراسمپاتیک مؤثرتر است؛ این امر از طریق کاهش ضربان قلب، کاهش فشار خون و افزایش تغییرپذیری ضربان قلب (Heart Rate Variability) اندازهگیری شده است. برای بیماران دارای بیماریهای مزمن، ریکی اثربخشی بیشتری نسبت به دارونما در کاهش درد، اضطراب و افسردگی، و همچنین در بهبود عزتنفس و کیفیت زندگی داشته است. طبق مدل یکپارچگی عصبی-احشایی (Neurovisceral Integration Model) و نظریه پلیواگال (Polyvagal Theory)، این اثرات ناشی از فعالیت بالاتر سیستم عصبی پاراسمپاتیک است که از طریق عصب واگ (Vagus Nerve) واسطهگری میشود.
این درک نشان میدهد که ریکی میتواند بهعنوان یک پشتیبان ارزشمند در طیف گستردهای از بیماریهای مزمن ایفای نقش کند. با این حال، هیچگونه توجیهی برای در نظر گرفتن ریکی بهعنوان درمان قطعی هیچ بیماری وجود ندارد. بلکه ریکی باید بهعنوان یک روش درمانی مکمل مورد توجه قرار گیرد که میتوان آن را در کنار سایر روشهای پزشکی و درمانی به کار بست. توصیه میشود که پژوهشهای بیشتری جهت بهینهسازی کاربرد ریکی برای شرایط خاص سلامتی انجام شود و همچنین مزایای حاصل از ارائه چندین جلسه ریکی در یک دوره زمانی طولانیتر مورد بررسی قرار گیرد.
سپاسگزاری
نویسنده بدینوسیله از راهنماییها و خرد استادان ریکی خود، الیزابت و رابرت توان (Elizabeth and Robert Thuan) که خود را وقف حرفهایسازی تمرین ریکی کردهاند، صمیمانه قدردانی مینماید. همچنین نویسنده از حمایت همکاران عضو کمیته مدیریت انجمن ریکی اوسوی استرالازیا (Australasian Usui Reiki Association)، که با تعهد کامل در جهت تاباندن نور عشق ریکی در جهان تلاش میکنند، سپاسگزار است.
پاورقیها
اعلام تعارض منافع: نویسنده هیچگونه تعارض منافع بالقوهای در رابطه با تحقیق، نگارش و/یا انتشار این مقاله اعلام نکرده است.
تأمین مالی: نویسنده هیچگونه حمایت مالی برای انجام تحقیق، نگارش و/یا انتشار این مقاله دریافت نکرده است.
شناسه ORCID: دیوید ای. مکمانوس، دکتری (David E. McManus, PhD)
http://orcid.org/0000-0002-0041-8365
تأییدیه اخلاقی: برای پژوهشی که در این مقاله مروری منتشر شده است، نیاز به دریافت تأییدیه اخلاقی وجود نداشته است.
References
- ۱. Lin V, Canaway R, Carter B. Interface, interaction and integration: how people with chronic disease in Australia manage CAM and conventional medical services. Health Expect. 2015;18:2651–۲۶۶۵. [DOI] [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲. Coleman J. The Effectiveness of Reiki Treatments: A Summary of Evidence-Based Research and Clinical Effectiveness (Submission on “The Effectiveness of Reiki Treatments” to the Review of Australian Government Rebate on Private Health Insurance for Natural Therapies) Monbulk, Victoria, Australia: Australian Reiki Connection Inc; 2013. [Google Scholar]
- ۳. Burden B, Herron-Marx S, Clifford C. The increasing use of Reiki as a complementarytherapy in specialist palliative care. Int J Pall Nurs. 2005;11:248–۲۵۳. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۴. Miles P, True G. Reiki—review of a biofield therapy: history, theory, practice, and research. Altern Ther Health Med. 2003;9:62–۷۲. [PubMed] [Google Scholar]
- ۵. Lee MS, Pittler MH, Ernst E. Effects of reiki in clinical practice: a systematic review of randomised clinical trials. Int J Clin Pract. 2008;62:947–۹۵۴. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۶. vanderVaart S, Gijsen VM, de Wildt SN, Koren G. A systematic review of the therapeutic effects of Reiki. J Altern Complement Med. 2009;15:1157–۱۱۶۹. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۷. Baldwin AL, Vitale A, Brownell E, Scicinski J, Kearns M, Rand W. The Touchstone Process: an ongoing critical evaluation of Reiki in the scientific literature. Holist Nurs Pract. 2010;24:260–۲۷۶. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۸. Baldwin AL, Schwartz GE. Personal interaction with a Reiki practitioner decreases noise-induced microvascular damage in an animal model. J Altern Complement Med. 2006;12:15–۲۲. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۹. Baldwin AL, Wagers C, Schwartz GE. Reiki improves heart rate homeostasis in laboratory rats. J Altern Complement Med. 2008;14:417–۴۲۲. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۱۰. Witte D, Dundes L. Harnessing life energy or wishful thinking? Reiki, placebo reiki, meditation, and music. Altern Complement Ther. 2001;7:304–۳۰۹. [Google Scholar]
- ۱۱. Díaz-Rodríguez L, Arroyo-Morales M, Fernández-de-las-Peñas C, García-Lafuente F, García-Royo C, Tomás-Rojas I. Immediate effects of reiki on heart rate variability, cortisol levels, and body temperature in health care professionals with burnout. Biol Res Nurs. 2011;13:376–۳۸۲. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۱۲. Salles LF, Vannucci L, Salles A, Silva MJPD. The effect of Reiki on blood hypertension. Acta Paulista de Enfermagem. 2014;27:479–۴۸۴. [Google Scholar]
- ۱۳. Dressen LJ, Singg S. Effects of Reiki on pain and selected affective and personality variables of chronically ill patients. Subtle Energies Energy Med J Arch. 1998;9:51–۸۲. [Google Scholar]
- ۱۴. Catlin A, Taylor-Ford RL. Investigation of standard care versus sham Reiki placebo versus actual Reiki therapy to enhance comfort and well-being in a chemotherapy infusion center. Oncol Nurs Forum. 2011;38:E212–E220. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۱۵. Erdogan Z, Cinar S. The effect of Reiki on depression in elderly people living in nursing home. Indian J Tradit Knowledge. 2016;15:35–۴۰. [Google Scholar]
- ۱۶. Alarcão Z, Fonseca JR. The effect of Reiki therapy on quality of life of patients with blood cancer: results from a randomized controlled trial. Eur J Integr Med. 2016;8:239–۲۴۹. [Google Scholar]
- ۱۷. Gillespie EA, Gillespie BW, Stevens MJ. Painful diabetic neuropathy: impact of an alternative approach. Diabetes Care. 2007;30:999–۱۰۰۱. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۱۸. Assefi N, Bogart A, Goldberg J, Buchwald D. Reiki for the treatment of fibromyalgia: a randomized controlled trial. J Altern Complement Med. 2008;14:1115–۱۱۲۲. [DOI] [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]
- ۱۹. Bourque AL, Sullivan ME, Winter MR. Reiki as a pain management adjunct in screening colonoscopy. Gastroenterol Nurs. 2012;35:308–۳۱۲. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۰. Kundu A, Lin Y, Oron AP, Doorenbos AZ. Reiki therapy for postoperative oral pain in pediatric patients: pilot data from a double-blind, randomized clinical trial. Complement Ther Clin Pract. 2014;20:21–۲۵. [DOI] [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۱. Porges SW. Vagal tone: a physiologic marker of stress vulnerability. Pediatrics. 1992;90:498–۵۰۴. [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۲. Thayer JF, Lane RD. A model of neurovisceral integration in emotion regulation and dysregulation. J Affect Disord. 2000;61:201–۲۱۶. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۳. Tracey KJ. Physiology and immunology of the cholinergic anti-inflammatory pathway. J Clin Invest. 2007;117:289–۲۹۶. [DOI] [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۴. Koenig J, Falvay D, Clamor A, et al. Pneumogastric (vagus) nerve activity indexed by heart rate variability in chronic pain patients compared to healthy controls: a systematic review and meta-analysis. Pain Physician. 2016;19:E55–E78. [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۵. Tracy LM, Ioannou L, Baker KS, Gibson SJ, Georgiou-Karistianis N, Giummarra MJ. Meta-analytic evidence for decreased heart rate variability in chronic pain implicating parasympathetic nervous system dysregulation. Pain. 2016;157:7–۲۹. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۶. Kemp AH, Quintana DS. The relationship between mental and physical health: insights from the study of heart rate variability. Int J Psychophysiol. 2013;89:288–۲۹۶. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۷. Appelhans BM, Luecken LJ. Heart rate variability as an index of regulated emotional responding. Rev Gen Psychol. 2006;10:229–۲۳۹. [Google Scholar]
- ۲۸. Kok BE, Fredrickson BL. Upward spirals of the heart: autonomic flexibility, as indexed by vagal tone, reciprocally and prospectively predicts positive emotions and social connectedness. Biol Psychol. 2010;85:432–۴۳۶. [DOI] [PMC free article] [PubMed] [Google Scholar]
- ۲۹. Busch V, Zeman F, Heckel A, Menne F, Ellrich J, Eichhammer P. The effect of transcutaneous vagus nerve stimulation on pain perception—an experimental study. Brain Stimul. 2013;6:202–۲۰۹. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۳۰. Schlaepfer TE, Frick C, Zobel A, et al. Vagus nerve stimulation for depression: efficacy and safety in a European study. Psychol Med. 2008;38:651–۶۶۱. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۳۱. Klinkenberg S, Majoie HJM, Van der Heijden MMAA, Rijkers K, Leenen L, Aldenkamp AP. Vagus nerve stimulation has a positive effect on mood in patients with refractory epilepsy. Clin Neurol Neurosurg. 2012;114:336–۳۴۰. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۳۲. Sasikala G. Effect of Reiki therapy on biophysiological and psychological status of patients after major surgical procedures: a pilot report. Indian J Health Wellbeing. 2013;4:1011–۱۰۱۷. [Google Scholar]
- ۳۳. Notte BB, Fazzini C, Mooney RA. Reiki’s effect on patients with total knee arthroplasty: a pilot study. Nursing. 2016;46:17–۲۳. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۳۴. Midilli TS, Eser I. Effects of Reiki on post-cesarean delivery pain, anxiety, and hemodynamic parameters: a randomized, controlled clinical trial. Pain Manage Nurs. 2015;16:388–۳۹۹. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]
- ۳۵. Midilli TS, Gunduzoglu NC. Effects of Reiki on pain and vital signs when applied to the incision area of the body after cesarean section surgery: a single-blinded, randomized, double-controlled study. Holist Nurs Pract. 2016;30:368–۳۷۸. [DOI] [PubMed] [Google Scholar]