مقدمه سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
سایه، به عنوان یکی از مهمترین مفاهیم روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، به ابعاد تاریک و سرکوبشده روان فرد اشاره دارد. اریش نویمان، از برجستهترین شاگردان و ادامهدهندگان راه یونگ، با تفسیر و تعمیق بیشتر این مفهوم، رویکردی خاص به سایه ارائه کرده است. او در آثار خود از جمله خاستگاهها و تاریخچه آگاهی (The Origins and History of Consciousness) و روانشناسی عمق و اخلاق نوین ( Depth Psychology and a New Ethic )، بر نقش سایه در تکامل روانشناختی فرد و جامعه تأکید کرده است. این مقاله به بررسی دیدگاههای نیومان درباره سایه و اهمیت آن در مسیر تکامل روان فردی و جمعی میپردازد. سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
سایه: نیروی سرکوبشده ناخودآگاه سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
در روانشناسی یونگ و نویمان، سایه به بخشهایی از شخصیت اشاره دارد که به دلایل مختلف، در طول رشد و تکامل فردی از سطح آگاهی کنار گذاشته و به ناخودآگاه رانده شده است. این بخشهای سرکوبشده، اغلب شامل تمایلات، احساسات و انگیزههایی هستند که با هنجارهای اجتماعی یا فردی در تضاد قرار میگیرند. نیومان در کتاب خاستگاهها و تاریخچه آگاهی، سایه را نه تنها به عنوان جنبهای سرکوبشده، بلکه بهعنوان بخشی از فرایند تکامل روان انسان میبیند که میتواند به نور آگاهی بازگردانده شود و به ادغام روان منجر گردد.
نیومان معتقد است که شناخت و پذیرش سایه، بخشی از فرایند فردیتیابی و تکامل آگاهی است. این فرایند، نیازمند مواجهه با عناصر ناخوشایند و ترسناک درونی است که در طول زمان سرکوب شدهاند. او در آثار خود به تفصیل توضیح میدهد که چگونه سایههای فردی و جمعی، در صورت عدم شناخت و ادغام، میتوانند به تخریب فرد و جامعه منجر شوند. نیومان بر این باور است که تنها از طریق مواجهه با سایه و ادغام آن در آگاهی است که فرد میتواند به یکپارچگی روانشناختی و اخلاقی دست یابد.
اریش نیومان در آثار خود، بهویژه در روانشناسی عمق و اخلاق نوین، بهوضوح به اهمیت شناخت و ادغام سایههای فردی و جمعی میپردازد. نویمان معتقد است که در صورت عدم شناخت و ادغام این سایهها، آنها به نیرویی مخرب تبدیل میشوند که نه تنها فرد، بلکه جامعه را نیز تهدید میکنند. او سه پیامد عمده برای سرکوب و عدم ادغام سایه در نظر میگیرد:
۱. تخریب درونی و خودتخریبی:
سایههای سرکوبشده در ناخودآگاه فرد بهصورت نیروهای فعال باقی میمانند و به شکل اضطراب، افسردگی، ترسها و خشمهای درونی بروز میکنند. نیومان توضیح میدهد که اگر فرد با این جنبههای تاریک خود مواجه نشود، این نیروها بهتدریج کنترل آگاهی فرد را بهدست میگیرند و او را به سوی خودتخریبی سوق میدهند. برای مثال، فرد ممکن است تصمیماتی بگیرد که برخلاف منافع واقعی او باشند یا دچار الگوهای تکراری شکست در زندگی شخصی و حرفهای خود شود. از سوی دیگر، این سایهها میتوانند به شکل بحرانهای روانی بروز کنند، مانند فروپاشیهای عصبی، حملات اضطرابی یا حتی روانپریشی. نیومان معتقد است که تنها راه جلوگیری از این تخریب درونی، شناخت و پذیرفتن سایههای شخصی است.
۲. تخریب روابط و تعاملات اجتماعی:
سایههای سرکوبشده به مرور زمان میتوانند به روابط بینفردی آسیب بزنند. فردی که با جنبههای تاریک و ناخودآگاه خود مواجه نمیشود، این نیروها را به بیرون و به دیگران فرافکنی میکند. نیومان بر این باور است که این فرافکنیها در تعاملات بینفردی میتواند منجر به سوءتفاهمها، درگیریها، و خصومتها شود. برای مثال، فرد ممکن است ویژگیهایی که در خود نمیپذیرد، در دیگران ببیند و آنها را سرزنش یا مقصر بداند. این امر باعث بروز نزاعهای مکرر در روابط عاطفی، خانوادگی یا حرفهای میشود و فرد را از ایجاد روابط سالم و معنادار بازمیدارد.
۳. تخریب جمعی و اجتماعی: سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
نیومان تأکید ویژهای بر تأثیرات سایههای جمعی دارد. او بر این باور است که اگر سایههای فردی در سطح جمعی ادغام نشوند، به شکل بحرانهای اجتماعی و فرهنگی بروز خواهند کرد. این سایههای جمعی ممکن است بهصورت جنگها، خشونتهای سیاسی، نژادپرستی، یا بحرانهای اقتصادی و فرهنگی ظاهر شوند. نیومان در کتاب خاستگاهها و تاریخچه آگاهی توضیح میدهد که چگونه سایههای سرکوبشده جمعی میتوانند به نیروهای تخریبی تبدیل شوند که کل جامعه را تهدید میکنند. برای مثال، سایههای جمعیای که شامل نژادپرستی یا تبعیضهای قومی و فرهنگی هستند، میتوانند به شورشها، جنگها و حتی نسلکشیها منجر شوند. نیومان هشدار میدهد که تا زمانی که جوامع با سایههای جمعی خود مواجه نشوند و آنها را بهعنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ خود نپذیرند، این نیروهای مخرب همچنان فعال خواهند ماند و جوامع را از درون تضعیف خواهند کرد.
فرایند شناخت و ادغام سایه در روانشناسی نویمان
اریش نویمان بر این باور است که شناخت و پذیرش سایه نه تنها امری روانشناختی بلکه عملی اخلاقی است. او در روانشناسی عمق و اخلاق نوین مطرح میکند که جامعه و اخلاقیات سنتی غالباً فرد را به سرکوب سایههای درونی خود ترغیب میکنند. این سرکوب، در نهایت منجر به ایجاد تضادهای درونی میشود که در بلندمدت فرد را به سمت خودتخریبی یا رفتارهای مخرب جمعی سوق میدهد.
از نظر نیومان، فرایند شناخت و ادغام سایه، مستلزم «اخلاق نوین» است؛ اخلاقی که بر اساس پذیرش کامل خود، با تمامی نقاط ضعف و جنبههای تاریکش بنا شده باشد. او معتقد است که انسان تنها با پذیرش این بخشهای تاریک میتواند به یکپارچگی روانی دست یابد و از تضادهای درونی خود رهایی یابد. در این راستا، نیومان بر اهمیت رؤیاها، اسطورهها و کهنالگوها تأکید میکند و آنها را به عنوان ابزارهایی برای شناخت و ادغام سایه میداند.
منظور از اخلاق نوین چیست؟
اریش نویمان در کتاب روانشناسی عمق و اخلاق نوین (Depth Psychology and a New Ethic) به مفهوم «اخلاق نوین» بهعنوان رویکردی اشاره میکند که در مقابل اخلاق سنتی قرار دارد و مبتنی بر پذیرش کامل تمامی جنبههای روان، بهویژه سایه، است. این رویکرد اخلاقی نوین تأکید دارد که فرد باید بهجای انکار و سرکوب بخشهای تاریک و ناخودآگاه خود، آنها را بپذیرد و در آگاهی خود ادغام کند. این فرایند به افراد امکان میدهد تا به تعادل و تمامیت درونی دست یابند و از آسیبهای روانی ناشی از سرکوب خود جلوگیری کنند.
اخلاق سنتی و محدودیتهای آن:
از دید نیومان، اخلاق سنتی عمدتاً بر اصولی مانند انکار و سرکوب امیال، خشمها و جنبههای منفی روان تأکید دارد. این نوع اخلاق فرد را ملزم میکند که بر اساس اصولی که جامعه، دین، یا فرهنگ بهعنوان «خوب» و «درست» تعیین میکند، رفتار کند. در نتیجه، فرد ناچار میشود بخشهای مهمی از خود را که با این اصول در تعارض هستند، سرکوب کند. این سرکوب به تشکیل سایه منجر میشود؛ سایهای که بهمرور به نیرویی تخریبی تبدیل میشود و میتواند باعث انحراف و بحرانهای روانی گردد.
نیومان معتقد است که این نوع از اخلاق بهطور کلی ناکارآمد است، زیرا بخشهایی از شخصیت را به ناحق نفی میکند و افراد را از شناخت و درک کامل خود بازمیدارد. او این نوع اخلاق را که بر اساس دوگانگی بین «خیر» و «شر» بنا شده است، محدود و آسیبزننده میداند.
اخلاق نوین: پذیرش سایه و یکپارچگی روانی سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
بر خلاف اخلاق سنتی، اخلاق نوینی که نیومان از آن صحبت میکند، مبتنی بر پذیرش و درک همه جنبههای روان، از جمله سایه، است. این اخلاق نوین تأکید میکند که انسان باید به تمامیت و کلیت روان خود وفادار باشد و بهجای انکار یا فرافکنی بخشهای ناخودآگاه، آنها را بهعنوان بخشی از خود بپذیرد. در این اخلاق، فرد باید با صداقت به مواجهه با جنبههای تاریک و سرکوبشده خود بپردازد، زیرا تنها از طریق پذیرش و ادغام این بخشها است که به یکپارچگی و رشد روانی دست مییابد. این اخلاق نوین از فرد میخواهد که مسئولیت بخشهای سایهاش را بر عهده بگیرد و در تعامل با آنها، به جای نفی و انکار، به خودآگاهی و تحول شخصی برسد. نیومان باور دارد که چنین رویکردی باعث میشود که فرد به «خودِ واقعی» نزدیکتر شود و از تخریب درونی و خودتخریبی جلوگیری کند.
فرآیند شناخت و ادغام سایه در اخلاق نوین:
نیومان بیان میکند که فرایند شناخت و ادغام سایه مستلزم آگاهی از جنبههای سرکوبشده روان و پذیرش آنهاست. این فرایند شامل: سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
۱. مواجهه با سایه: ابتدا فرد باید شجاعانه با جنبههای تاریک و ناخودآگاه خود مواجه شود. این میتواند از طریق روانکاوی، تفسیر رؤیاها، یا درک کهنالگوهای شخصی صورت گیرد.
۲. پذیرش سایه: پس از شناخت این جنبهها، باید آنها را بهعنوان بخشی از خود پذیرفت، حتی اگر با هنجارهای اجتماعی یا اخلاقی در تضاد باشند.
۳. ادغام سایه: گام نهایی این است که فرد این جنبهها را در شخصیت خود ادغام کند و اجازه دهد تا آنها به شکلی سالم و سازنده در زندگی ظاهر شوند. این ادغام به فرد کمک میکند تا از تعارضهای درونی و بحرانهای روانی جلوگیری کند و به تعادل درونی برسد.
پیامدهای اخلاق نوین:
اخلاق نوینی که نیومان مطرح میکند، رویکردی انقلابی بهسوی پذیرش کامل خود است. در این رویکرد، فرد از انکار و سرکوب جنبههای تاریک خود پرهیز میکند و بهجای آن، بهسمت ادغام این جنبهها در روان خود حرکت میکند. نیومان معتقد است که این اخلاق نوین، برخلاف اخلاق سنتی، به افراد کمک میکند تا به یکپارچگی و تعادل روانی برسند و از تخریب خود و جامعه جلوگیری کنند
سایه و تکامل روان جمعی: دیدگاه نویمان
اریش نیومان، علاوه بر بررسی سایه در سطح فردی، به تأثیرات آن در سطح جمعی نیز پرداخته است. او در خاستگاهها و تاریخچه آگاهی توضیح میدهد که سایهها، در صورتی که در سطح فردی سرکوب شوند، در سطح جمعی ظاهر خواهند شد. این سایههای جمعی میتوانند به شکل جنگها، خشونتهای اجتماعی یا بحرانهای فرهنگی بروز پیدا کنند. نیومان معتقد است که تکامل آگاهی جمعی نیز مستلزم مواجهه با سایههای جمعی است و تا زمانی که جامعه با این بخشهای سرکوبشده خود مواجه نشود، نمیتواند به تکامل روانی و فرهنگی دست یابد.
اریش نیومان در کتاب خاستگاهها و تاریخچه آگاهی (The Origins and History of Consciousness) به شکل مستقیم به وقایع تاریخی خاصی مانند جنگها یا خشونتهای اجتماعی بهعنوان مثالهای دقیق اشاره نمیکند، اما او با صراحت به پدیدههای کلی تاریخی و فرهنگی میپردازد که نشاندهنده بروز سایههای جمعی هستند. نیومان استدلال میکند که جنگها، جنایتها و بحرانهای فرهنگی، همگی نتیجهی سرکوب سایههای فردی و جمعی هستند که در نهایت به شکل تخریب و خشونت در سطح وسیعتر جامعه ظاهر میشوند. سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
یکی از مفاهیم کلیدی در کار نیومان، تأکید بر این نکته است که هر زمان که فرد یا جامعه بخشی از خود را که ناخوشایند یا غیرقابل قبول میداند سرکوب کند، این بخشها بهجای ناپدید شدن، در ناخودآگاه انباشته میشوند و بهمرور زمان در سطح جمعی به شکل بحرانهای اجتماعی و سیاسی فوران میکنند. هرچند نیومان مستقیماً به جنگهای جهانی یا انقلابها اشاره نمیکند، ولی بهطور کلی از این وقایع بهعنوان مثالهایی از بروز سایههای جمعی استفاده میکند.
نیومان در بررسی تاریخ تکامل آگاهی اشاره میکند که بسیاری از دورههای خشونت اجتماعی، مانند ظهور رژیمهای تمامیتخواه یا دورانهای جنگ و ستیز، ناشی از این است که جوامع نتوانستهاند با سایههای خود مواجه شوند. از دید او، چنین وقایعی نشاندهندهی عدم تکامل آگاهی جمعی است و تا زمانی که افراد و جوامع با سایههای خود روبرو نشوند، این چرخههای خشونت و تخریب ادامه خواهند یافت. سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمانسایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
پیشنهاداتی برای مواجهه با سایه های جمعی که می توان از کار نویمان استخراج کرد
اریش نیومان در آثار خود، بهویژه در کتاب Depth Psychology and a New Ethic، بهطور مفصل به چالشهای مواجهه با سایههای جمعی پرداخته و راهکارهایی را برای مقابله با این سایهها در سطح فردی و اجتماعی ارائه میدهد.
نیومان توضیح میدهد که اولین گام در مواجهه با سایههای جمعی، آگاهی فردی است. او استدلال میکند که هر فرد باید ابتدا به سایههای خود آگاه شود و جنبههای تاریک درونش را بشناسد و بپذیرد. این آگاهی فردی میتواند از طریق روانکاوی، مدیتیشن یا حتی هنر و خلاقیت به دست آید. نیومان معتقد است که هر فردی که بتواند بهصورت موفقیتآمیز با سایههای خود روبهرو شود و آنها را در شخصیت خود ادغام کند، میتواند به عنوان الگویی برای دیگران در جامعه عمل کند و این روند به مرور در سطح جمعی گسترش یابد. سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
همان طور که پیش تر گفته شد، او در کتاب Depth Psychology and a New Ethic، به اخلاق نوین اشاره میکند؛ اخلاقی که بر اساس پذیرش و مواجهه با تمامی جنبههای شخصیت، از جمله جنبههای تاریک و سایهمانند، بنا شده است. این اخلاق نوین به معنای پذیرش مسئولیت فردی در برابر سایههای شخصی و سایههای جمعی است. نیومان معتقد است که اگر افراد به جای سرکوب یا نادیده گرفتن سایههای خود، با آنها روبهرو شوند، جامعه نیز به مرور تغییر خواهد کرد.
نویمان همچنین به اهمیت رهبران فکری و فرهنگی در جامعه اشاره میکند. او توضیح میدهد که رهبران فرهنگی و روشنفکران باید به این وظیفه عمل کنند که سایههای جمعی را به آگاهی عمومی بیاورند و زمینهساز گفتوگو و تفکر درباره آنها شوند. او این رهبران را بهعنوان افرادی میبیند که میتوانند مسیر جامعه را به سمت خودآگاهی بیشتر هدایت کنند. نویمن به نقش هنر، ادبیات و فرهنگ بهعنوان ابزارهایی برای مطرح کردن و پرداختن به سایههای جمعی نیز اشاره میکند. به نظر او، این حوزهها میتوانند بهطور غیرمستقیم مردم را با سایههای جمعی آشنا کنند و باعث ایجاد تغییرات روانی و فرهنگی شوند.
یکی دیگر از راهکارهای نیومان، آموزش عمومی است. او معتقد است که آموزش نقش کلیدی در افزایش آگاهی جمعی دارد. این آموزش باید نه تنها جنبههای مثبت، بلکه جنبههای منفی روان انسان را نیز شامل شود. بهطور مثال، نیومان بر اهمیت آموزش اخلاقی تأکید میکند، اما اخلاقی که مبتنی بر پذیرش کامل انسان، با تمام ضعفها و سایههایش، باشد.
با مشاهده ی کار نویمان ور در مقابل این دیدگاه که جامعه را نمیتوان بهطور مستقیم مجبور به هضم سایههای جمعی کرد، می توان گفت که فرآیند تغییر جمعی باید تدریجی و از طریق آگاهی فردی و فرهنگی رخ دهد. هیچ تحول اجتماعی و فرهنگی نمیتواند بدون تغییر در سطح فردی پایدار باشد. به همین دلیل، راهکار نویمان بیشتر بر تقویت آگاهی و رشد فردی تأکید دارد، چرا که از نظر او، این آگاهی فردی در نهایت به ایجاد تحول در سطح جمعی منجر خواهد شد. بنابراین، راهکار نیومان برای مواجهه با سایههای جمعی، در اصل راهکاری غیرمستقیم است؛ او بهجای تلاش برای اجبار جامعه به هضم سایههای جمعی، بر اهمیت رشد فردی و رهبری فرهنگی تأکید میکند و باور دارد که این تغییرات بهتدریج به جامعه نیز سرایت خواهند کرد.
نقش کهن الگوها در شکل گیری سایه جمعی در نظرگاه نویمان
در اندیشههای اریش نویمان، کهنالگوها نقشی محوری در شکلگیری سایههای جمعی ایفا میکنند. او در کتاب The Great Mother: An Analysis of the Archetype توضیح میدهد که کهنالگوها بهعنوان تصاویر و نمادهایی که از ناخودآگاه جمعی سرچشمه میگیرند، میتوانند بهطور همزمان جنبههای روشن و تاریک داشته باشند. کهنالگوی «مادر بزرگ» یکی از مهمترین این کهنالگوها است و نیومان آن را بهعنوان سمبل حیاتبخش و نابودگر توصیف میکند.
از منظر نیومان، کهنالگوها بهطور خودکار در روان انسان و جامعه فعال میشوند و بر رفتار و نگرشهای افراد تأثیر میگذارند. هنگامی که جنبههای تاریک یک کهنالگو نادیده گرفته یا سرکوب شوند، آن کهنالگو در قالب سایههای جمعی بروز پیدا میکند. به عنوان مثال، کهنالگوی مادر بزرگ، علاوه بر جنبههای مثبتش مانند پرورشدهندگی و حفاظت، دارای جنبههای تاریکی مانند سلطهجویی، خشم، و نابودگری است. نیومان معتقد است که در صورتی که این جنبههای منفی سرکوب شوند و به سطح آگاهی نیایند، به سایههای جمعی تبدیل میشوند که در نهایت میتوانند به بحرانهای اجتماعی و فرهنگی منجر شوند.
نیومان در این کتاب، کهنالگوی «مادر تاریک» (Dark Mother) را بهعنوان نمادی از سایههای جمعی معرفی میکند و آن را مرتبط با خشونت، سرکوب و ویرانی میداند. او توضیح میدهد که این جنبه تاریک در فرهنگهای مختلف به شکلهای گوناگون ظاهر میشود؛ برای مثال، در اسطورههای باستانی، الهههایی مانند «کالی» یا «هکاته» بهعنوان نمادهای مادر تاریک و ویرانگر معرفی شدهاند. این نمادها، تجسم جنبههای ناخودآگاه جمعی هستند که اگر از سوی جامعه به رسمیت شناخته نشوند، به تخریب و نابودی منجر میشوند.
نیومان استدلال میکند که در تکامل روانی جامعه، مقابله با این جنبههای تاریک کهنالگوها امری ضروری است. او معتقد است که اگر جامعه نتواند این سایههای جمعی را شناسایی و درک کند، این جنبههای تاریک در نهایت به خشونت، جنگ و بحرانهای شدید فرهنگی و اجتماعی منجر خواهند شد. از دید او، کهنالگوهای ناخودآگاه جمعی باید بهصورت آگاهانه مورد بازشناسی قرار گیرند تا جامعه بتواند به تکامل روانی و فرهنگی دست یابد.
این مفهوم که سایههای جمعی نتیجهی عدم مواجهه با کهنالگوهای تاریک هستند، در آثار نیومان بهوضوح مشهود است. او توضیح میدهد که بحرانهای اجتماعی و فرهنگی مانند جنگها، بهویژه زمانی که جنبههای مخرب کهنالگوهای جمعی نادیده گرفته میشوند، بهطور اجتنابناپذیری پدیدار میشوند. بهاینترتیب، فرایند ادغام سایههای جمعی در آگاهی عمومی و پذیرش جنبههای تاریک کهنالگوها برای جلوگیری از این بحرانها حیاتی است.
تفاوتهای دیدگاه یونگ و نیومان در مورد سایه سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
- یونگ بیشتر به سایه به عنوان پدیدهای فردی و روانشناختی میپردازد و تأکیدش بر این است که هر فرد باید در فرایند رشد روانی خود با سایهاش روبرو شود و آن را درک و ادغام کند. از این رو، نگاه او بیشتر «روانکاوانه» است؛ یعنی تمرکزش بر تحلیل روانی فرد و تعاملات درونی روان است. در نتیجه، نگاه یونگ به سایه بیشتر حول محور خودشناسی فردی، فرایندهای ناخودآگاه، و تعاملات بین خودآگاه و ناخودآگاه است. او این مفهوم را در چارچوب روانشناسی فردی و تحلیل روانی بررسی میکند
- نویمان سایه را در چارچوبی بزرگتر بررسی میکند و به تأثیرات آن بر تکامل آگاهی انسان، تاریخ بشر و فرهنگهای مختلف میپردازد. او معتقد است که سایه در سطح جمعی و تاریخی نیز وجود دارد و نقش مهمی در تکامل روانی و آگاهی جوامع انسانی بازی میکند. او میگوید که تکامل آگاهی انسان به تدریج از دوران اسطورهای و اولیه به سمت آگاهی پیچیدهتر حرکت کرده و در این فرایند، بسیاری از جنبههای ناخودآگاه و سایهای به حاشیه رانده شدهاند. به همین دلیل، نگاه او «تکاملی» است؛ یعنی به تغییر و تحول سایه در طول زمان و در بستر تاریخ و فرهنگ توجه دارد. او در این مسیر توضیح میدهد که چگونه سایه در تاریخ بشری به صورت جمعی و فرهنگی عمل کرده است. او باور دارد که بسیاری از جنبههای ناخودآگاه جمعی یا سایه جمعی، در تاریخ سرکوب شدهاند و این سرکوبها در قالب جنگها، خشونتها، و بحرانهای اجتماعی و فرهنگی بروز یافتهاند. همچنین همانطور که گفته شد، او به نقش اساطیر و آرکتایپها در بسترهای مختلف فرهنگی و تاریخی نیز می پرداز.
سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان
منابع:
Neumann, E. (1954). *The Origins and History of Consciousness*. Translated by R.F.C. Hull. Princeton University Press.
Neumann, E. (1963). *The Great Mother: An Analysis of the Archetype*. Princeton University Press.
Neumann, E. (1949). *Depth Psychology and a New Ethic*. Shambhala Publications.
سایه در روانشناسی تحلیلی اریش نویمان Neumann, E. (1949). *Depth Psychology and a New Ethic*. Shambhala Publications.
نجمه عشقی Najme Eshghi
نویسنده، شاعر، مترجم، کوچ حرفه ای، مدرس ریکی
@najme.eshghi.coach