یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در روان‌شناسی یونگ مورد توجه قرار گرفته، آنیموس است. آنیموس به عنوان نماینده مردانه در روان زن، نقشی کلیدی در تبیین فرایندهای ناخودآگاه و رشد شخصیت زنان ایفا می‌کند. در حالی که کارل گوستاو یونگ، بنیان‌گذار روان‌شناسی تحلیلی، این مفهوم را به‌طور گسترده در نظریه‌های خود مطرح کرد، اما یونگ، همسر و همکار او، این ایده را به‌ویژه در رابطه با زنان مورد بررسی قرار داد و به توسعه و تکمیل دیدگاه‌های یونگ درباره آنیموس پرداخت.

در این مقاله، به بررسی دیدگاه اما یونگ درباره آنیموس و مراحل تحول آن در روان زن می‌پردازیم. همچنین به اهمیت هر یک از این مراحل و تأثیر آن‌ها در رشد و بلوغ روانی زنان اشاره خواهیم کرد.

آنیموس در روان‌شناسی کارل یونگ

کارل یونگ برای نخستین بار مفهوم آنیموس را به عنوان بخش مردانه روان زن معرفی کرد. یونگ باور داشت که همان‌طور که مردان دارای جنبه‌های ناخودآگاه زنانه‌ای به نام آنیما هستند، زنان نیز حامل بخش مردانه ناخودآگاه خود به نام آنیموس هستند. این جنبه‌ها، که درون هر فرد به‌طور ناخودآگاه وجود دارند، به صورت نیروهای هدایت‌گر در تصمیم‌گیری‌ها، احساسات، و روابط بین فردی عمل می‌کنند.

مفهوم آنیموس در اندیشه اما یونگ

آنیموس، در روان‌شناسی تحلیلی به عنوان “مرد درونی” زن تعریف می‌شود. اما یونگ آنیموس را به عنوان مجموعه‌ای از کهن‌الگوها و انرژی‌های مردانه در روان زن معرفی می‌کند که در مراحل مختلف رشد می‌کند و نقش‌هایی چندوجهی و پیچیده در زندگی او ایفا می‌کند. در نظر او، آنیموس نقشی کلیدی در شکل‌گیری هویت زنانه و نحوه تعامل زن با جهان پیرامون دارد. این عنصر مردانه درونی می‌تواند زن را به سوی استقلال فکری، خلاقیت و تحقق خویشتن راهنمایی کند. اما در عین حال، اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند منجر به تضادهای درونی، سلطه روانی و یا دور شدن از خود حقیقی شود.

اما یونگ در بررسی‌های خود به این نکته پی برد که آنیموس، برخلاف آنیما که به نوعی پویاتر و احساسی‌تر است، در زنان به شکل قدرت تفکر، استدلال، و قدرت اراده ظاهر می‌شود. اما یونگ با نگاه دقیق‌تری به رشد و تحول آنیموس در روان زنان، مراحل مختلفی از رشد آن را شناسایی کرد و به چگونگی تأثیر این مراحل بر شخصیت و رفتارهای زنان اشاره کرد.

مراحل رشد آنیموس در زن

یکی از جالب ترین نکاتی که طی تحقیقاتم در مورد مراحل چهارگانه رشد آنیموس متوجه شدم، اسامی مختلفی بود که روی این مراحل گذاشته اند. تلاش می کنم این اسامی را حتی المقدور دقیق روایت کنم چرا که دارای مفاهیم بسیار عمیق و جالبی هستند.

اما یونگ بیان می‌کند که رشد آنیموس در زنان دارای چهار مرحله اصلی است. این مراحل هر کدام بازتابی از تغییرات روانی و فکری زنان هستند و نقش مهمی در تکامل شخصیت آن‌ها ایفا می‌کنند. این چهار مرحله به ترتیب زیر هستند:

مرحله اول: مرد وحشی (Wild Man) (The Primitive Man or The Man of Physical Power)
در این مرحله، آنیموس به شکل نیروی فیزیکی و قدرت بدنی ظاهر می‌شود، مانند یک ورزشکار یا فردی که در حیطه قدرت بدنی و فیزیکی به قهرمانی رسیده است. این مرحله ابتدایی‌ترین و ناپخته‌ترین سطح آنیموس است و بیشتر بر روی جنبه‌های غریزی و طبیعی روان زن تمرکز دارد. در این مرحله، زن ممکن است مرد را به عنوان یک موجود فیزیکی قوی و بدون پیچیدگی‌های عاطفی و فکری ببیند. در روابط، این مرحله می‌تواند به وابستگی به قدرت فیزیکی و عضلانی مردانه یا جاذبه‌های جنسی ختم شود. در اینجا آنیموس در زنان نوعی از نیروی خام و فیزیکی را بازتاب می‌دهد که هنوز به رشد فکری و معنوی نرسیده است.

مرحله دوم: مرد عمل، اهل ابتکار، رمانتیک (Hero) (The Man of Action or The Romantic Man)
در این مرحله، آنیموس شکل جدیدی به خود می‌گیرد و به‌عنوان نیرویی که زن را به سمت احترام به قوانین، اصول اخلاقی، و دستاوردهای اجتماعی هدایت می‌کند، پدیدار می‌شود. قهرمان به عنوان شخصیتی ظاهر می‌شود که در جستجوی عدالت، صداقت و ارزش‌های اجتماعی است. در این مرحله، آنیموس نیروی فکری و اخلاقی بیشتری کسب می‌کند و به نوعی نقش الگو و اسطوره‌ای برای زن دارد. زن در این مرحله بیشتر به دنبال دستیابی به موفقیت‌ها و تحقق اهداف در زندگی اجتماعی و حرفه‌ای است. در این مرحله، آنیموس به عنوان شخصی عمل‌گرا و دارای توانایی برای ابتکار عمل ظاهر می‌شود.
این مرحله نشان‌ دهنده مردی است که می‌تواند مسائل را حل کند و تصمیم‌گیری‌های مهم انجام دهد و در واقع نمایانگر توانایی‌های عقلانی و منطقی است. در اینجا برای زن شخصیتهای تاریخی و سیاسی یا کسانی که حالت رهبری و کارآفرینی دارند، جذاب می شوند. به بیان دیگر، آنیموس در این مرحله هم دانش دارد، هم قدرت تصمیم گیری و هم نیرو و اراده ای برای عمل به دانسته ها و تصمیم هایش دارد.
از طرفی در این مرحله، احساسات آنیموس، از حالت بدوی، وحشی و صرفا جنسی دورتر شده و حالتی رمانتیک، پویا و جستجوگر به خود گرفته است.

مرحله سوم: واعظ یا خطیب (Preacher or Teacher) The Man of the Word or The Orator/Professor)
در این مرحله، آنیموس به عنوان یک فیلسوف یا استاد کلام و اندیشه ظاهر می‌شود، مردی با قدرت بیان و استدلال، مانند یک معلم، واعظ یا خطیب و یا نویسنده. مردی که هوش و به خصوص هوش کلامی، فصاحت سرشار و عقاید و نظرات مستقل خود را دارد و از آنها سخن می گوید. این مرحله نشان‌ دهنده جنبه‌های فکری و عقلانی آنیموس است و به توانایی درک و بیان مفاهیم پیچیده و عمیق اشاره دارد.
آنیموس در این سطح نه تنها یک قهرمان فیزیکی و اخلاقی، بلکه یک آموزگار و فیلسوف است که زن را به سوی تفکر عمیق‌تر درباره زندگی و وجود سوق می‌دهد. او از تأثیرات بیرونی فراتر می‌رود و بیشتر به درون خود می‌نگرد. همچنین اینجا جایی است که آنیموس به زن کمک می کند تا در نوشتن، سخنرانی و بیان ایده هایش مهارت کسب کند.

مرحله چهارم: روح مقدس یا راهنمای معنوی (Spiritual Guide) (The Man of Meaning or The Wise Man)
این آخرین مرحله است که در آن آنیموس تجسم خرد عمیق و معنویت است. در این مرحله، آنیموس به عنوان یک راهنما یا معلم معنوی ظاهر می‌شود که به سوی خودشناسی و کشف حقیقت نهایی هدایت می‌کند. حالا آنیموس شکلی از یک حکیم، راهب،پیامبر یا مرد خردمند دارد. زن در این مرحله به دنبال کیفیاتی چون بصیرت، خرد و معنویت بسیار عمیق است.
در این سطح، آنیموس به عنوان نیرویی کاملاً معنوی و مرتبط با ناخودآگاه جمعی ظاهر می‌شود. در این مرحله، زن به درجه‌ای از تکامل می‌رسد که آنیموس به صورت راهنمای درونی او عمل می‌کند و او را به سوی رشد معنوی و اتحاد با ابعاد عمیق‌تر وجود هدایت می‌کند. در این مرحله، زن نه تنها به رشد فردی دست یافته، بلکه با ناخودآگاه جمعی و میراث معنوی انسان‌ها نیز پیوند خورده است.

مراحل رشد آنیموس در زن - نجمه عشقی

نکته ی اساسی راجع به سطح چهارم این است که نسبت به سطح سوم، بسیار عمیقتر است تا جایی که زن را به سوی کشف حقیقت نهایی، خودشناسی عمیق‌تر و ارتباط با نیروهای اسطوره‌ای، کهن‌الگوهای ناخودآگاه جمعی و نمادهای جهانی سوق می‌دهد. این مرحله نسبت به مرحله ی سوم بسیار درونی تر است. همچنین لازم است بدانیم که در مرحله ی سوم، کلام، تفکر و عقل حرف اول را می زنند و به زن یاری می رسانند تا سخنور باشد و از طریق زبان، با جهانی بیرونی، افکار و ایده هایش را تبادل کند. اما بنا بر نظر و تجربه من، در این جا با نیروهایی معنایی و پیچیده و بعضا غیر قابل توضیح با ابزار منطقی سر و کار داریم، زن در اینجا به نقاطی از حیرت می رسد که بر خلاف سطح سوم و به قول ویتگنشتاین تصمیم می گیرد که: «در باب آنچه نمی‌توان سخن گفت، سکوت باید کرد». سطح سوم، بیشتر حالت خودآگاه دارد ولی سطح چهارم به حدی عمیق است که خود آگاه زن را با ناخودآگاه جمعی پیوند می دهد. با جهانی بسیار وسیعتر و عمیقتر از ناخودآگاه شخصی اش.

کارل گوستاو یونگ در کتاب “انسان و سمبل‌هایش” (Man and His Symbols) می‌نویسد:

“در بالاترین سطح خود، آنیموس به واسطه‌ای برای تجربه ناخودآگاه جمعی تبدیل می‌شود. او دیگر صرفاً یک شخصیت درونی نیست، بلکه دریچه‌ای به سوی دنیای کهن‌الگوها و تصاویر اولیه است.”

از نوشته یونگ می توانم اینطور برداشت کنم که آنیموس شرایطی را رقم می زند که به مانند یک پیامبر است. ما به یک زن در این مرحله نگاه می کنیم و او پنجره ای به جهان ناخودآگاه جمعی است، مانند یک واسطه، مفسر یا مدیوم… ما امروز به این زن نگاه می کنیم و او از پنجره اش، چیزی را نشان می دهد. اگر فردا به این زن بنگریم، تصویر متفاوت خواهد بود. او نو می شود. او پویا و داینامیک است، او سیال است… جهان از درون او عبور می کند، حال آنکه او خود راهنمای دیگری و دیگران در جهان معناست… تمام آنچه نوشتم به گونه ای همزمان مرا به یاد آرکتایپ ساحر و پرسفونی که از خامی عبور کرده و به پختگی رسیده نیز می اندازد. (نظر شخصی من)

این مراحل به صورت خطی و پشت سر هم اتفاق نمی‌افتند و ممکن است یک زن در طول زندگی خود در مراحل مختلفی از رشد آنیموس قرار داشته باشد.

تحلیل و تفسیر آنیموس از دیدگاه اما یونگ

اما یونگ معتقد بود که هر یک از این مراحل بازتابی از فرآیند تکاملی روان زن است و همان‌طور که زنان در طول زندگی خود این مراحل را تجربه می‌کنند، آنیموس نیز از یک مرحله به مرحله دیگر منتقل می‌شود. اما این فرآیند تحول آنیموس همواره مثبت و آسان نیست. آنیموس در زنان می‌تواند به دو شکل ظاهر شود: به عنوان یک نیروی خلاق و سازنده که به رشد و تکامل کمک می‌کند، یا به عنوان یک نیروی تخریب‌گر که می‌تواند زنان را به دام تفکرات منفی، تعصبات و محدودیت‌های ذهنی بیندازد.

اما یونگ به این نکته اشاره می‌کند که رشد آنیموس به بلوغ روانی و شناخت خود نیاز دارد. زنان باید یاد بگیرند که چگونه آنیموس را در خود تشخیص دهند و از انرژی‌های خلاق و سازنده آن برای تحقق اهداف شخصی و معنوی خود استفاده کنند. او همچنین معتقد بود که تأثیرات آنیموس در زنان می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز کند، از جمله در روابط عاشقانه، شغلی، و حتی در فرآیندهای هنری و خلاق.

آنیموس و اهمیت آن در خودشناسی زنان

اما یونگ بر اهمیت شناخت و درک عمیق آنیموس در زنان تأکید داشت. او معتقد بود که زنان با شناخت و تصدیق آنیموس درونی خود، می‌توانند به بلوغ روانی و معنوی دست یابند و از توانمندی‌های ناشناخته خود برای خلق زندگی معنادارتر بهره ببرند. آنیموس به زنان کمک می‌کند تا از وابستگی‌های بیرونی رها شوند و به توانمندی‌های درونی خود تکیه کنند. از دیدگاه اما یونگ، شناخت آنیموس به زنان امکان می‌دهد تا با ابعاد پنهان وجود خود آشنا شوند و به نوعی از وحدت درونی و هماهنگی با ناخودآگاه خود دست یابند.

تفاوتها و شباهتهای نظر کارل یونگ و اما یونگ راجع به آنیموس

کارل گوستاو یونگ و اما یونگ هر دو به مفهوم آنیموس پرداخته‌اند، اما با رویکردهای متفاوتی. در حالی که کارل یونگ به عنوان بنیان‌گذار روان‌شناسی تحلیلی، مفهوم آنیموس را به عنوان بخش مردانه روان زنان معرفی کرد، اما یونگ (همسر او) این ایده را گسترش داد و به جزئیات بیشتری درباره مراحل رشد آن پرداخت.

شباهت ها

۱. پذیرش بنیادین مفهوم آنیموس:

هر دو کارل و اما یونگ معتقد بودند که آنیموس نمایانگر جنبه‌های مردانه روان زنانه است، همان‌طور که آنیما نماینده جنبه‌های زنانه روان مردانه است. در روان‌شناسی تحلیلی یونگ، آنیموس به عنوان یک نیروی ناخودآگاه در زنان عمل می‌کند که تأثیرات مهمی برهر دو آنیموس را بخشی از ناخودآگاه جمعی می‌دانند که در روان زنان وجود دارد  رشد شخصیت و فردیت زنان فرد دارد. همچنین هر دو آنیموس را بخشی از ناخودآگاه جمعی می‌دانند که در روان زنان وجود دارد

۲. مراحل تکاملی آنیموس:

هر دو به این نکته اشاره داشتند که آنیموس مانند آنیما مراحل تکاملی مختلفی را طی می‌کند. یونگ به شکل کلی‌تری به این مراحل اشاره کرده بود. اما یونگ نیز به مراحل رشدی آنیموس پرداخت، اما با جزئیات بیشتر و نظم مشخص‌تری.

۳. جنبه‌های مثبت و منفی:

هر دو به جنبه‌های مثبت و منفی آنیموس اشاره کرده‌اند.
* مثبت: منطق، شجاعت، استقلال، قدرت، معنویت
* منفی: خشونت، سلطه‌گری، تعصب، انتقادگری، جمود فکری

تفاوت ها

. رویکرد کارل یونگ:

– نمادگرایی و ناخودآگاه جمعی: یونگ در بحث آنیموس بیشتر بر نمادگرایی و نقش آن در ناخودآگاه جمعی تأکید داشت. او آنیموس را به عنوان یکی از شخصیت‌های کلیدی در فرایند فردیت (Individuation) می‌دید. به اعتقاد یونگ، آنیموس از طریق ارتباط با ناخودآگاه جمعی، تأثیرات فرهنگی و تاریخی عمیقی بر روان زن می‌گذارد. او آنیموس را مانند آنیما به عنوان یک “آرکتایپ” (کهن‌الگو) معرفی کرد که در زندگی روانی همه انسان‌ها حضور دارد.

– مراحل تحلیلی، کلی‌تر و رویکرد نظری تر: مراحلی که یونگ برای تکامل آنیموس مطرح کرده بود بسیار کلی بودند و  بیشتر به جنبه‌های فلسفی و عرفانی تمرکز داشتند. او مراحل رشد آنیموس را به ترتیب با شخصیت‌هایی چون قهرمان، مرد خردمند، و شخصیتی معنوی مرتبط کرد. همچنین کارل گوستاو یونگ رویکردی کلی‌تر و نظری‌تر به آنیموس داشت. او به طور سیستماتیک و اغلب از طریق یک رویکرد علمی و نظری به آنیموس پرداخت که تأکید بر نظریه‌های روان‌کاوی داشت.

۲. رویکرد اما یونگ:

– توصیف دقیق‌تر و روان‌شناختی‌تر: اما یونگ در آثار خود به جای تمرکز عمیق بر جنبه‌های فلسفی و نمادگرایی، بیشتر به توضیح جزئیات روان‌شناختی آنیموس پرداخت. او چهار مرحله رشد آنیموس را به ترتیب: قدرت فیزیکی، ابتکار و عمل، کلام و اندیشه، و معنویت و خرد توصیف کرد. این مراحل به طور دقیق‌تر و قابل‌فهم‌تر برای روان‌شناسی عمومی توضیح داده شده‌اند و به رشد و تکامل آنیموس در طول زندگی زنان اشاره دارند.

– رویکرد عملی‌تر: اما یونگ در بحث‌های خود، توجه بیشتری به نحوه تأثیرگذاری آنیموس بر زندگی زنان در سطح روزمره داشت. او به جنبه‌های عملی‌تر و ملموس‌تر رشد آنیموس در زندگی زنان پرداخت، مانند تأثیر آن در روابط، رفتار، و نگرش‌های زنان در برخورد با جهان بیرونی. رویکرد او ممکن است کمتر ساختاریافته و بیشتر تجربی و احساسی بود، با تمرکز بر تجربیات واقعی زنان
اما یونگ کار خود را بیشتر از طریق سخنرانی‌ها، دوره‌ها و تحلیل‌های مستقیم با بیماران به اشتراک گذاشت، نه از طریق نوشته‌های مکتوب مانند کارل گوستاو یونگ

مساله خلاقیت در آنیموس

اما یونگ به طور خاص در مرحله سوم رشد آنیموس، که آن را “مرحله کلمه” می‌نامد، به مساله خلاقیت می‌پردازد. در این مرحله که آنیموس به صورت مردی سخنور و متفکر ظاهر می‌شود، زن به دنبال مردانی است که باهوش، منطقی و قادر به بیان افکار و ایده‌هایشان هستند. اما یونگ معتقد بود که این مرحله نه تنها به روابط زن با مردان، بلکه به خلاقیت و توانایی‌های ذهنی او نیز مرتبط است.

او  در کتاب “آنیما و آنیموس” (Animus and Anima)،می‌نویسد:

“در مرحله سوم، آنیموس به عنوان حامل کلمه ظاهر می‌شود. او به زن کمک می‌کند تا افکار و ایده‌هایش را به طور واضح و منطقی بیان کند. این توانایی برای بیان افکار، نه تنها در روابط زن با دیگران، بلکه در خلاقیت او نیز نقش مهمی ایفا می‌کند.” (صفحه ۸۷)

اما یونگ معتقد بود که آنیموس در این مرحله می‌تواند به عنوان منبع الهام و ایده برای زن عمل کند. او همچنین می‌تواند به زن در بیان و تحقق ایده‌هایش کمک کند. به عبارت دیگر، آنیموس در این مرحله به زن کمک می‌کند تا پتانسیل‌های خلاقانه خود را شکوفا کند.

گرچه اما یونگ به طور خاص در مرحله سوم رشد آنیموس به مساله خلاقیت می‌پردازد، اما می‌توان گفت که آنیموس در تمام مراحل رشد خود می‌تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر خلاقیت زن تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، در مرحله اول (تجسم فیزیکی)، آنیموس می‌تواند به زن انگیزه دهد تا به دنبال تجربیات جدید و چالش‌برانگیز باشد که می‌تواند به نوبه خود خلاقیت او را تحریک کند. در مرحله دوم (عمل)، آنیموس می‌تواند به زن کمک کند تا ایده‌هایش را به عمل تبدیل کند و در مرحله چهارم (معنا)، آنیموس می‌تواند به زن کمک کند تا آثار خلاقانه خود را با معنایی عمیق‌تر و هدفمندتر خلق کند. هر چه سطح آنیموس بیشتر رشد کند، می توان انتظار داشت خلاقیت او پیچیده تر، عمیق تر و یا وسیع تر شود.

نتیجه‌گیری

آنیموس در اندیشه اما یونگ به عنوان یکی از مفاهیم بنیادی روان‌شناسی تحلیلی در رابطه با زنان مطرح شده است. اما یونگ با توجه به بررسی‌های خود درباره روان زن، مراحل مختلفی از رشد آنیموس را معرفی کرده که هر کدام نشان‌دهنده تحولاتی درونی در جهت بلوغ روانی و معنوی زنان هستند. از دیدگاه او، آنیموس نه تنها به زنان قدرت فکری و روحی می‌بخشد، بلکه به آن‌ها کمک می‌کند تا به شناخت عمیق‌تری از خود دست یابند و با جهان پیرامون خود به شکلی معنادارتر ارتباط برقرار کنند.

References

Jung, Emma. Animus and Anima. Spring Publications, 1981.
Jung, Carl G. The Archetypes and the Collective Unconscious. Princeton University Press, 1980.
von Franz, Marie-Louise. The Feminine in Fairy Tales. Shambhala Publications, 1993.
Wehr, Gerhard. Jung and Feminism: Liberating Archetypes. Routledge, 1987.
Stein, Murray. Jung’s Map of the Soul: An Introduction. Open Court Publishing, 1998.
Jung, C.G. (1964). Man and His Symbols. Doubleday.
Kast, V. (2006). Animus and Anima in Fairy Tales. Daimon.
Rowland, S. (2002). Jung: A Feminist Revision. Polity Press
Jung, C. G. (1953). Two essays on analytical psychology. Collected Works, 7. Princeton, NJ: Princeton University Press.
* Jung, E. (1957). Animus and anima. Spring: An Annual of Archetypal Psychology and Jungian Thought, 1957, 81-93.
* The Archetypes and The Collective Unconscious” (CW 9, Part I)
Aion: Researches into the Phenomenology of the Self” (CW 9, Part II)
Jung, E. (1957). Animus and anima. Spring: An Annual of Archetypal Psychology and Jungian Thought, 1957, 81-93

 

نجمه عشقی Najme Eshghi
نویسنده، شاعر، مترجم، کوچ حرفه ای، مدرس ریکی

نجمه عشقی Najme Eshghi
پیج اینستاگرام:
@najme.eshghi.coach

.